![]() |
![]() |
|
| (( معلومات علمی, حکایات, لطیفه ها و اشعار )) |
|
راز عشق در اینست که، به یکدیگر سخت نگیرید. عشقی که آزادانه هدیه نشود اسارت است.
· راز عشق درین است که، هر روز کار کنی که شریک زندگی ات را خوشحال شود. نگذار که جویبار محبت از کمی باران بخشکد. · راز عشق در این است که، رابطه تان را مانند یک باغ با محبت تزئین کنید. بذرعلاقه ها و عقیده های تازه را بکار که زیبائی بروید. · راز عشق در این است که، مانع بروز هیجانات منفی در وجودت شوی و صبر کنی تا خون سردی را دو باره بدست آوری. با اینکه احساس جلوه الهام است اما شخص عصبانی نمی تواند چیز ها را با وضوع درک کند. · قلبت را آرام کن. تنها به این وسیله است که می توانی چیزها را آنگونه که هستند دریابی. · راز عشق در این است که، در سکوت دست یکدیگر را بگیرید. کم کم یاد میگیرید که بدون کلام رابطه برقرار کنید. · راز عشق در این است که، به عشق بیشتر از یکدیگر احترام بگذارید. زیرا عشق هدیه ازلی خداوند است. · راز عشق در این است که، بیشتر با نگاه حرف بزنی، زیرا چشم ها پنجره های روح هستند. اگر هنگام صحبت کردن از نگاه استفاده کنی مثل آن است که پنجره ها را با پرده زیبایی بیارایی و به خانه گرمی و جذابیت بخشی. · راز عشق در این است که، از یکدیگر انتظارات بیجا نداشته باشید. ذهنیت را بر ارزشهائی متمرکز کنید که شما را به یکد یگر نزدیکتر میکند. نی بر مسائلی که بین شما فاصله می اندازد. · راز عشق در این است که، حس تملک را از خود دور کنی. در حقیقت هیچ کس نمی تواند مال کسی شود. شریک زندگی ات را با طناب نیاز مبند. گیاه هنگام رشد آزادانه از هوا ونور آفتاب استفاده مـــی کنـــد. · راز عشق در این است، که هنگام سوء تفاهم فقط به این فکر نکنی که طرف مقابل چگونه ناراحتت کرده است. در عوض به راه حلی فکر کنی که در آینده از بروز چنین سوء تفاهم هایی جلوگیری کنی. · راز عشق در این است، که هیچکدام خود را معلم دیگری ندانید، به عبارت دیگر از اینکه میتوانید از یکدیگر یاد بگیرید سپاسگذار باشید. · راز عشق در این است که، وقتی پیشنهادی به ذهنت میرسد برای نیاز خودت به بیان آن فکر نکنی. بلکه به علاقه دیگری به شنیدن آن فکر کنی. اگر لازم بود حتی ماه ها صبر کن تا آماده گی شنیدن آنچه را که میخواهی بگوئی پیدا کند. · راز عشق در این است که، باور ها آرمان ها و اهدفتان را با یکدیگر در میان بگذارید. · مرگ بر روی زمین، برای فرزند خاک پایان راه است، اما کسی که آسمانی است، مرگ برایش آغاز کامیابی است؛ بی تردید کامیابی از آن اوست. · اگر کسی در خیال خود سپیده دمان را در آغوش بگیرد، جاودانه می شود. · کسی که شب درازش را به خواب رود، به یقین در دریایی خوابی ژرف محو می شود · کسی که در بیداری اش زمین را تنگ در آغوش می گیرد، تا به آخر بر روی زمین خواهد خزید. و کسی که سبکبار و آسوده با مرگ مواجه شود، از مرگی که به دریا می ماند، با اطمینان عبور خواهد کرد؛ گران جانان فرو می روند. · بشریت رود خانه ای از روشنایی است که از ازل جاری شده است و به ابد می ریزد. · كلمات حباب اند و اعمال قطره طلا · كار ريشه هاي تلخ و ميوه شيرين دارد. · نگارش انديشه ها، سرمايه آينده است. · كسي كه به جلوي رويش نگاه نمي كند عقب مي ماند. · كسي كه فقط به كمك چشم ديگران مي بيند بازی مي خورد. · همه كساني كه با تو مي خندند دوستان تو نيستند · در هر شوخی حقیقتی نهفته است · كسي كه حرف مي زند مي كارد و آنكه گوش مي دهد درو مي كند. · كسي كه خوب فكر می كند لازم نيست زياد فكر كند. · دوستان در فقر شناخته می شوند · خدایا مرا از دوستانم در امان دار ، از دشمنانم خودم را نجات خواهم داد · بيش از حد عاقل بودن، كار عاقلانه اي نيست · جواهر بدون تراش و مرد بدون زحمت ارزش پيدا نمي كنند · بدون باختن برنده نمي شوي · مهمانی خوب است ولی خانه بهتر است. · وجدان اگر زخمی شد خوب شدنی نیست · وجدان بد آدمی را ترسو میکند. · آنکه امید را از دست میدهد خیلی چیز ها را از دست میدهد · آزادی که باشد پیر مرد هم پهلوان میشود. · آزادی زیاد و بی بند و باری زن، خوب را را هم فاسد میکند. · شوهر و بچه را هر چه در بازیهای خود آزاد بگذارید بیشتر به شما محبت پیدا میکنند. · طلا و آزادی در هر جا که قدر شانرا ندانستند فرار میکند · کسیکه زن ثروتمند بگیرد در حقیقت آزادی خود را فروخته است. · هرچه قفس تنگتر آزادی شیرین تر · اگر مدت چهل روز با مردم بسر بری یا مانند آنها میشوی یا آنها را ترک میکنی. · چشم بجا هائیکه نمیخواهد میرود، اما اختیار در دست توست. · وقتی تقوی و پرهیز کاری به قلب راه پیدا کند در سرشت هم زیبایی بوجود میآید · هر فرد محافظ شرافت خودمی باشد. · ازدواج بمثابه هندوانه است که گاهی خوب و چه بسا که بسیار بد است. · ازدواج زود اشتباه بزرگ و دری اشتباه بزرگتری است · اگر خواستی اختیار شوهرت را در دست بگیری اختیار شکمش را در دست بگیر · با قرض اگر داماد شدی با خنده خداحافظی کن. · برای اینکه در ازدواج تجربه بدست بیاوری باید یکبار عروسی نمایی. · برای یافتن زن خوب می ارزد که یک کفش بیشتر پاره کنی. · تاک را از خاک خوب و دختر را از مادر خوب و اصیل انتخاب کن · دختر عاقل جوان فقیر را به پیر مرد ثروتمند ترجیح میدهد. · داماد زشت و با شخصیت به از داماد خوش صورت و بی لیاقت است.. چه فغان ها که به ياد گل رخسار کسى همــره بلبل شــوريده به گلشن کردم رها نمى کند ايام در کنار منش که داد خود بستانم به بوسه از دهنش وداع تن چو کندروح ،جاى حسرت نيست
یکی درد و یکی درمان پسندد صداقت و مهربانیت را می ستایم صداقت را از کلامت و مهربانیت را از نگاهت!
پس از مرگم بيا زيبا نگارم بيا با جمع دوستان بر مزارم سرت خم کن ببوس سنگ مزارم که
میگن اگه به یاد یکی بخوابی خوابشو می بینی،
همیشه نگاهی را باور کن که وقتی دور شدی در انتظارت بمونه.
من نه عاشق هستم و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من , من خودم هستم و یک حس غریب که به صد عشق و هوس می ارزد
شنا آموختن بیرون آب ای جان میسر نیست همان بهتر که آموزش در آغوش عمل باشد به یادگار نوشتم خطی ز دلتنگی در این زمانه ندیدم رفیق یکرنگی این دست من از خاک است هم خاک شود روزی این نام من از دنیا هم پاک شود روزی هر کس که مرا داند، این خطّ مرا خواند شاید که به مرگ من غمناک شود روزی کشتی شکستگانیم ای باد شرطه برخیز باشد که باز بینیم دیدار آشــــــــــــنا را حالی که خواجه کرده، [ خود این] چنین مقرر معـنی قرار دادن حد نیســــــــــــت این گدا را ازفلک بی ناله کام دل نمی آید به دست شهــد خواهی آتشی زن خانۀ زنبور را ای دیر به دست آمده بس زود برفتی آتش زدی اندر من و چون دود برفتی یک عمر می توان سخن از زلف یار گفت در بند آن مباش که مضمون نمـــانده است زغارت چمنت بر بهار منـّتـــــهاست که گل به دست تو از شاخ تازه تر ماند من نه آنم که ز دیدار تو دل برگیرم یا به غیر از تو کسی جویم و در بر گیرم بعد صد سال اگر بر سر خاکم گذری پاره سازم کفن و زندگی از سر گیرم (( فرستاده شده از طرف نگاه جان))
|
||||||
|
ازآن روزيـکـه با من جان گـفـتـي تـو دردم درد بـي درمــان گــفـتـي ولي با چشـم بي ميـلـي به سويـم به وصلت تشنه را هجران گـفـتي از دیده هستی دوری ولی سینه جای توست ... دور از تو بیقرارم شاهد خدای توست زشت بینی را رها کن روی زیبا را ببین.... در چمن از خار بگذر لطف گل ها را ببین آنکه چشمان تو را اینهمه زیبا میکرد ...کاش از روزاول فکردل مامیکرد....یانمی داد به تو اینهمه زیبائی را .... یا مرادرغم عشق تو شکیبا میکرد خداوندا به درگاهت امیدو آرزو دارم .... زلطف بیکرانت بادل خود گفتگو دارم....بدل گفتم مشو مأیوس ازتاریکی ایام ....که حل مشکل خویش ازخدایم جستجو دار همدم گل گشته ام هم بستر خاکم مکن قطره قطره میچکم از چشم خود پاکم مکن سلام بر تو که گذران عمر فقط بهانه ای است برای ارزوی دیدار تو حتی خورشید هم به امید زیارت جمال توست که هر روز در اسمان هویدا است یارب چی چشمه ایست محبت که من از آن یک قطره آب نوشیدم و دریا گریستم چندی ست که بیمار وفایت شده ام ... در بستر غم چشم به راهت شده ام این را تو بدان اگر بمیرم روزی ..... مسئول تویی که من فدایت شده ام... رسیده در مشامـم عـطرو بویـت تـپـش دارد دلــــــم در آرزویــت بـمـیـرم گــردوبـاره زنـده گـردم بگـردم هـر کـجا درجـستجویـت اگر دنياي ما دنياي سنگ است بدان سنگيني سنگ هم قشنگ است اگر دنياي ما دنياي درد است بدان عاشق شدن از بحررنج است اگر عاشق شدن پس يک گناه است دل عاشق شکستن صد گناه است عشق ورزيدن را ازکويربياموزيم که دريا بودنش را به آفتاب بخشيد پرسیدم ازگل سرخ بر سینه ات چه داری؟ برگونه های سرخت داغ غم که داری؟ گل باتبسمی گفت:ای یاردل شکسته این شرم سرخ عشق است بر گونه ام نشسته این رازشورعشق است یک رازجاودانی بی عاشقی حرام است یک لحظه زندگانی من عشق را در تو تورا در دل دل را در موقع تپیدن و تپیدن را به خاطر تو دوست دارم عميق ترين درد زندگي مردن نيست بلکه نداشتن کسي است که الفباي دوست داشتن را برايت تکرار کند و تو از او رسم محبت بياموزي.....عميق ترين درد زندگي مردن نيست بلکه يخ بستن وجود آدمها و بستن چشمهاست ......عميق ترين درد زندگي مردن نيست بلکه به دست فراموشي سپردن قشنگ ترين احساس زندگي است. .....عميق ترين درد زندگي مردن نيست بلکه ناتمام ماندن قشنگترين داستان زندگي است که مجبوري آخرش را با جدايي به سرانجام برساني
کسی را انتخاب نکن که بتوانی با ان زندگی کنی کسی را انتخاب کن که نتوانی بدون او زندگی کنی راز عشق در این است که به یکدیگر سخت نگیرید. عشقی که آزادانه هدیه نشود اسارت است. به افسون محو کردی شکــوه های بیکرانــم را به نیکی میبری نامــم ولی چــندان بدی با من به این خوشدل توان بودن که بهر مصلحت با من یک عـمردویـدم که شدم هم نـفس تو حالا نـفـسـم بـستـه شـده بـا نـفس تو گـربـرسر راهـم هـمگي دانـه بـريـزند من صيد تو ام کي بـروم از قـفس تو نخواهم تاج وتخت پاد شاه را ویا چـون لاله فصل آشنـا را تـوسلطـانـی به شهـر آرزوها به چشمت دیده ام مهـر وفـار دیده با دل گفت من خوش باورم بـس پـریشـانـــم زدامـــان تـــرم شـاد میگـردم بـدیـدارش هـمیش پـیش پـا افـتـاده گان را رهـبـرم زندگی هنگامه فریاد هاست سر گذشت در گذشت یاد هاست صياد به من تنگ کرده چنان قفس را ...کز تنگي جا بسته بمن راه نفس را ;تا عشق تو در دلــــم نهــان می سوزد جـــانم ز غمت شراره سان می سوزد هــــرگاه غــــزلی بیادت آغـــــاز کنم از یاد تو خــــامه و زبـــان می سوزد .با تو شعر و ترانه ام هوس است غــــزل عاشقانه ام هـــوس است شب معـــــراج زنـــــدگی بــا تو سفر عـــارفانه ام هـــــوس است دیگر مگـــــو روایت چشمــان خسته را تصویــــری از تبسـم لب هـای بسته را در انــــزوای غــــربتم آهستـــه تـر بیا تا بشنــــوی تـــــرنــم قلب شکستــه را فرستاده شده از طرف توسط نگاه جان |
|
بمنظور آشنایی جوانان به تاریخ وطن ما افغانستان وقایع کشور را از بدو تأسیس دولت افغانستان از زمان احمد شاه بابا تا ایجاد دولت حامد کرزی .
15/7/1747 احمــد شاه درا نی برا ی اولین بار د ر نامه ای خویشتن را پا د شاه خوا ند و کشور جد ید ی بنا م افغا نستا ن تاسیس شد اکتــو بــر 1747 پیر سید صــا بر شاه کابلی د ر زیارت شیر سرخ قند ها ر د ستار بر سر احمد شاه درانی گذ اشت او را به حیث پاد شاه قانونی اعلان کــرد جنوری 1748 نیرو های افغا ن به رهبری احمد شاه د رانی شهــر لاهور را از حاکم مغولی آن تصرف کرد ند مارچ 1748 قوای احمد شاه د رانی د ر نزد یکی های ما نیپور پنجاب به شکست مواجه و بطرف شهر قند هار عقب نشینی کـــرد ند 21/10/1751 احمــد شاه د رانی بــرای انجام سومین حمله بر هنــد به شهر پیشاور رسید 6/3/1752 جنگ میان سپاه افغان و قوای میر منو د ر اطراف شهر لاهور رخ د اد ه و نیرو ها ی افغان به پیروزی دست یــافتند 10/3/1752 نیرو ها ی افغا نی شهـــر لاهــور را تصــرف کـــرد ند 15/12/1756 احمد شا ه د رانی بــرای چهارمین بار با قــوای عظیم اش بسوی شهر لاهور د ر حــرکت شد ند 22/1/1757 نیرو های احمـــد شاه د رانی د ر اطراف شهـــر د هلی موضع گـــرفتند 28/1/1757 احمـــد شاه د رانی و نیرو ها یش به شهر دهلی د اخل شد ند و عالمگیر د وم امپراتور مغول از آنها استقــبال نمـــود 1/2/1757 احمد شاه د رانی فرمان صادر کرده و د ر آن خواستار تامین امنیت وحفظ جا ن ومال اهالی د هـلی شـــــد 1/2/1757 نیرو های ا حمد شاه مقاومت مـــرد م مرهته را د رهم شکستند 2/2/1757 نیرو ها ی احمــد شاه د رانی شهــر فرید آبا د مرکز قوای مر هته را به آتش کشید ند اکتوبر 1759 احمـــد شاه د رانی و نیروها یش بــرای پنجمین بار قصــد حمله به هنــد را نمود ند 25/10/2004 احمد شاه د رانی و نیرو هایش د ریای سنــد را عبــور کرد ه وارد پنجاب شد ند 5/3/1960 قلــعه نظامی جت ها د ر علیگره بد ست قــوای احمــد شاه د رانی سقوط کــرد 14/1/1761 قوای مرهته د ر پانی پت شکست فاحش خورد ه و شهر بد ست نیروهای احـــمد شاه با با سقوط نمــــــود 15/1/1761 احمــد شاه د رانی د ر حالیکه الماس کـــوه نور را بر سر داشت وارد شهر پانی پت هنــد شد 12/12/1762 احمـــد شاه د رانــی بعــد از فتح امـر تسر و عقـــد معا هده با آنهـــا روانه افغا نستان شـــد اکتــوبـــر 1764 احمـــد شاه د رانی بـــرای هفتمین بــار افغانستان را به قصـــد لاهـــور و هنــد ترک نمــود 21/12/1766 نیـــرو هـــای افغانی شهـــر فیصل آباد را تصـــرف نمود ند 26/5/1767 نیرو های افغان به سر پرستی سرد ار جهــا ن خان مقاومت سک ها و متحــــد ین انــها را د ر نــقاط مختلف پنجاب د رهم شکسته و د رین منا طق حــــاکم شد نـــد 9/6/1772 احمـــد شاه با با شهـــر مشهد ایران را د و باره تصرف و به قنـــد هار باز گشت
23/10/1775 احمـــد شاه د رانی د ر د ر شهر قند هار وفا ت نمـــود ه و پســـرش تیمور شاه به سلطنت رسیــد 1775 پا یتخت افـغــــا نستا ن از شهـــر قند هار به کــابل انتقال یافت 19/5/1793 تیمــورشاه د رانی پاد شاه افغـــانستان د ر بالا حصــار کابل وفـــات یافت
23/5/1793 شاه زمــــان بـــه حیث پا د شاه افغانستان انتخاب شــــد
25/7/1801 شاه محمــود شاه زمان را دستگیر و او را کور نمود ه خود بر چوکی سلطنت تکیه زد 4/6/1803 د ر گیری شــد یــدی میا ن اهالی سنی مذ هب و شیعه مذ هب در شهر کا بل بــو قوع پیوست
13/7/1803 شاه شجاع به کابل رسید و خود را پاد شاه مشروع افغانستا ن ا علا ن نمود 17/6/1809 معاهد ه سه فقره ئی د وستی بین شاه شجاع و مونت استورات الفنستن نما یند ه وقت بریتانیا د ر پیشاور به امضا رسیـــد 3/2/1810 شاه شجاع ا ز افغانستان فـــرار کرده و خود را تسلیم رنجیت سنگ حکمران وقت پنجاب نمود اکتوبر 1826 امیر د وست محمـــد خــا ن شهـــر کابل را تصرف نمـــود 4/9/1828 شاه محمـــود پاد شاه افغانستان وفات نمــــود
1835 امیر د وست محمـــد خــان ا علا ن پاد شاهی و خود را امیر المو منین خـــواند 20/9/1838 الـــکساند ر بر نس به حیث نمایند ه گورنر جنـــرال بریتانیائی مستقر د ر هنـــد به کا بل آمـــد 26/6/1838 مــعاهد ه هفد ه مــا د ه ای مابین نمایند ه حکومت بریتانیا وشاه شجاع و رنجیت سهنگ د ر لاهور به امضا ر سید 24/7/1883 نیرو های ایرانی شهـــر هـــرات را محـــاصره ولی افغانان قهر مانانه از شهر دفاع نمودند 8/9/1883 محـــاصره شهـــر هـــرات به پایان رسید و شهر تسلیم نشد
1/10/1838 جنرال لارد اکلند انگلیسی د ر سمله فــرمان جنگ در برابر افغانستان را صاد ر نمود جولای 1839 م امــیر د وست محمــد خان با قــوایش بطــرف بـامیــان عقب نشینی کـــرد 28/4/139 شاه شجاع برای بار د وم خود را پاد شاه اعلان نموده و د ر قنــد هار به تخت سلطنت نشست 6/8/1839 شاه شجاع با قوای انگلیس وارد شهـــر کابل شـــد 15/101840 عساکر انگلیسی قریجات سمت شمال کابل را طعمــه ا تش کـــرد ند 5/11/1840 امیر دوست محمـــد تسلیم انگلیسها شـــد 30/10/1841 مجاهد ین افغان با یک حمله غافلگیرانه به قشون انگلیس د ر بالا حصار کابل شبخون زد ند، که بنام جنگ اول افغان وانگلیس ثبت تاریخ گردیده است 23/12/1841 جلسه ای بین رهبران افغان و انگلیس د ر کابل د ایر شد و طی آن ویلیام مکناتن سفیر وقت بریتانیا د ر کابل توسط وزیر محمــد اکبر خان به هلاکت رسید 1/1/1842 معاهد ه هجده ماد ه ا ی میان رهبران افغان و انگلیس به امضا ر سید 6/1/1842 قــوای تجاوزگر انگلیس آما ده ترک کابل شد 13/1/1842 قوای انگلیس به هنگام خروج از کابل مورد هجوم مجاهد ین افغان قرار گرفته و به جز از یکتن انها بنام د اکتر براید ن متباقی همه کشته شد ند 5/4/1842 شاه شجاع توسط یکی از رهبران مجاهد ین افغان د ر منطقه سیاه سنگ کابل به قتل رسید 30/3/1855 قـــرار د اد د وستی میان افغانستان و انگلیس د ر سه مـــا ده د ر شهر پشاور به امضا ر سیـــد 27/5/1863 شهــر هــرات بعـــد از ماه ها محا صره بد ست قوای دوست محمد خان سقوط کــرد و مقبره هـــری تو سط قوای ا ین شخص ویران گـــر د ید 9/6/1863 امیـــر د وست محمـــد د ر هـــرات وفا ت یافت 12/6/1863 امیر شیرعلــی خان زمـــام قـــد رت را بد ست گـــر فت 1866 محمـــد افضل خا ن پا د شاه افغانستان شـــد 7/10/1867 امیر محمـــد افضل خان د ر کا بل وفات یافت 1868 محمـــد اعظم خـــا ن به پاد شاهـــی رسیـــد 7/9/1868 قوای شیر علی خان د ر نواحی شش گاو کابل بر نیرو های محمد اعظم خان پیروز شد ه و شیر علی خان با ر د وم به پاد شاهی افغانستا ن رسید 21/11/1878 نیرو های بریتانیه ای از سه استقامت بالای افغانستان حمله کرده و جنگ د وم افغان و انگلیس آغاز شــــد 8/1/1879 قوای انگلیس به قوماندانی جنرال استورات شهر قند هار را تصرف کــر د ند 21/2/1879 امیــر شیر علی د ر مزار شریف وفا ت یافت ـ
مارچ 1879 محمـــد یعغوب خــا ن از محبس رها و در کابل به پاد شاهی ر سید
26/5/1879 معا هـــد ه ننگین گند مک بین یعغوب خان و لوئیس کیوناری انگلیسی به امضا ر سید 30/5/1879 معاهد ه گند مک از طرف وایسرای بر یتانوی تصد یق شد 3/9/1879 اهالی شهر کابل علیه انگلیسها قیام کرد ه و کیو ناری سفیر وقت انگلیس را به قتل رسا ند ند 12/10/1879 امیر محمد یعغوب استعفایش را به نما یند ه انگلیس پیشنها د کرد 17/10/1879 انفجار قوی د ر داخل بالا حصار کابل رخ داد و شمار زیادی از قشون بریتانوی کشته شد ند 1/12/1879 امیر یعغوب خان ا ز سلطنت خلع و توسط انگلیسها به هند فرستا ده شد 2/12/1879 فتوای جهاد علیه قوای انگلیس صـــاد ر گـــر د ید
21/7/1880 عبد الر حمن خان د ر شهر چاریکار اعلان پاد شاهی کـــر د 22/7/1880 مراسم پاد شاهی عبد الرحمن خان د ر کابل د ایـــر شد
27/7/1880 جنگ میوند به رهبری محمد ایوب خان با لشکر انگلیس به رهبری جنرال باروز شروع شد و درین جنگ نیرو های مرد می افغان انگلیس ها را شکست فاحش د اد ند
22/8/1880 پس از شکست قوای انگلیس حضور نیروهای شان د ر افغانستان خاتمه یافت اپریل 1885 جنگ شد ید میان سربازان افغان و قوای روس در پنجد ه د رگرفت و آ ن ناحیه از تصرف افغانها خارج شـــد 12/11/1893 معاهد ه ای میان امیر عبد الحمن خان و د یورند د ر کابل به امضا رسید که به معاهده دیورند مشهور است جون 1895 قوای امیر عبد الرحمن خان به قیاد ت سپه سالار غلام حید ر خان به مناطق کافرستان( بامیان و نورستان) فعلی حمله کردند 16/1/1896 امیر عبدالرحمن خان بخاطر فتح کــافر ستان روز جشن شاد ی بــر پا کـــرد 1/10/1901 امیـــر عبد الرحمن خان د ر باغ با لا کـــا بل وفـــات یافت
3/10/1901 حبیب الله پســر ارشــد عبــد الرحمن خان پا د شاه افغا نستان شـــد 21/3/1905 قرارد ادی میان افغا نستا ن و دولت بریتانیا کــه بنام معاهــده خــال شهرت یافت د رکابل امضا شـــد 11/1/1906 اولـــین شماره جــریده سراج الا خبار منتشــر شــد 7/8/1914 د ولت بریتانیا نامه ای به پاد شاه افغانستان فرستاد و از او خواست تا در جنگ متحــد ین یعنی جنگ اول جهانی سیاست بیطرفی اش را حفظ نما یـــد 21/10/1914 اعلامیه بیطــرفی افغانستان د ر جنگ دوم جهانی صاد ر گـــرد ید 22/8/1915 هیات آلمان ــ ترکی بخاطر کشاند ن افغانستان به جنگ جها نی وارد هـــرات شد ند 7/9/1915 هیات نظامــی آلمان هــرات را به قصد کا بل ترک کرد ند 24/1/1916 امیر حبیب الله پادشاه افغانستان پیمان بیطرفی کشور را د ر جنگ د وم جهانی امضا کــرد 8/7/1918 حکومت بریتانیه به امیر حبیب الله اطلاع د اد که مبلغ د ه ملیون کالد ار به رسم پا د اش که شاه اعلام بیطرفی د ر جنگ کرد ه بود پرد اخت مینماید 2/2/1919 امیر حبیب الله طی نامه ای ا زنائب السلطنه هند بریتانیوی خواست تا آزادی سیاسی افغانستان را مورد بحث قرار دهد 21/2/1919 امیر حبیب الله پاد شاه افغانستان د ر کله گــوش ولایت لغمان توسط شخص ناشناس به قتل رسید 21/2/1919 سرد ار نصرا لله برا د ر امیر حبیب الله د ر جلال آباد خود را پاد شاه اعلان افغانستان اعلان نمود
23/2/1919 ا مـــان الله پسر حبیب الله د ر کا بل اعلان پا د شا هـــی کـــرد 24/2/1919 امیر امان الله خان د ر جمعی ا ز اهلی شهــر کابل ظاهـــر شده و استقلا ل کامل افغانستان را اعلان کـــــرد 28/2/1919 نصرالله خــان د رنامــه ای ا ز ادعا ی پاد شاهی صــرف نظــر کــرد و با امان الله خان بیعت نمــــود 7/4/1919 امـــان الله خان نامه ای به لینین فـــرستاد و اولین تماسش را با دولت شوروی بر قـــرار ساخت 4/5/1919 سومین جنگ افغان و انگلیس کـــه به جنگ استقلا ل مشهور است آغــاز گـــرد ید 28/5/1919 قــوای اتگلیس و افغان به آ تش بس توافق کـــرد ند 3/7/1919 متارکه میان افغان و انگلیس ا علام گـــرد ید 8/8/1919 معا هد ه صلح میان افغانستان و حکومت بریتانیه د ر شهر راولپندی ا مضا گرد ید 17/4/1920 کنفرانسی میان هیات افغانی و بریتانوی د ر میسوری آغاز شــد 18/9/1920 امان الله خان اولین پیام تلگرامی اش را توسط ماشینی که از طــرف شوروی برایش هدیه داد ه شد ه بود به لنین فرستاد 20/10/1920 هیات افغانی وارد بخارا شد و حکومت شوروی را د ر آن د یــار به رسمیت شنا خت 28/2/1921 معاهـــده د وستی بین افغان و شوروی د ر مسکــو به امضا ر سیــد 10/4/1923 اولین قانون اساسی افغانستان که بنام نظامنامه اساسی د ولت افغانستان یاد میشد از طرف لویه جــرگه د ر جلال آباد به تصویب ر سید می 1924 قیامی د ر شهر خوست به رهبری ملا عبد الله مشهور به ملای لنگ علیه حکومت امان الله خان آغاز شد 30/1/1925 رهبران قیام خوست به شمول ملا لنگ از طرف افراد وفا د ار به امان الله خان د ستگیر شــــد نـــد 5/5/1927 اولین شماره جـــریده انیس د رکابل انتشار یافـت 29/8/1928 لویه جـــرگه توسط امان الله خان د رپغمان افتتاح شــــد
14/1/1929 افـــراد حبیب الله کلکانـــی مشهور به بچه سقاء به کابل حمله کـــرد ند 14/1/1929 امان الله خان از مقام سلطنت استعفی و به جای او معین السلطنه عنایت الله خان اداره امور را بد ست گــرفت 17/1/1929 عنایت الله خان بعـــد از سه روز پاد شــاهــی استفعی د اد 18/1/1929 ارگ شاهـــی توسط افراد حبیب الله کلکانی(بچه سقاء) تصرف شــد
19/1/1929 حبیب الله کلکانی به حیث پاد شاه افغانستان به تخت سلطنت نشست
20/2/1929 امیر حبیب الله کلکانی اولین بیانیه اش را به حیث پا دشاه افغانستان د ر داخل ارگ ایراد نمود 8/3/1929 محمد نا درسپه سالار هند بریتانوی را به قصد افغانستان ترک نمود و به پکتیا د اخل شد 26/3/1929 امان الله خان با قوای پانزده هزار نفری قندهار را به قصد حمله به کا بل ترک کرد 15/4/1929 جنگ سختی میان قوای امان الله خان و طرفداران حبیب الله کلکانی د ر نزدیک غزنی د ر گرفت 23/5/1929 امـــان الله خان پادشاه ترقی پسند افغانستان و محصل استقلال ا ز کشور خارج گردید 7/8/1929 اولین جریده اصلاح منتشر شد 13/10/1929 قوای محمد ناد ر د ر کوههای اطراف کابل سنگر گرفته ارگ را گلوله باران کــرد ند 14/10/1929 ارگ شاهی د ر محاصره طرفداران نادر خان د رآمــد 15/19/1929 امیر حبیب الله کلکانی کابل را به قصد شمالی ترک نمود
16/101929 محمد نادر خان طی مراسمی به حیث پاد شاه افغانستان تعین شد 17/10/1929 محمد نادر شاه امــر حمله به شمالی را صادر نمود اکتوبر 1929 درخواست نادرشاه از حبیب الله کلکانی جهت تسلیم نمو د نش به حکومت که شامل بخشش حبیب الله کلکانی میشد البته تسلیم شد ن کلکانی با پا در میانی حضرات کابل و امضا نادر خان بالای قران کریم صورت گرفت،اما به وعده وفا نشد
2/11/1929 حبیب الله کلکانی که خود را تسلیم نمود ه بود با عده ای از یارانش د ر داخل ارگ شاهی اعدام شد 15/11/1929 کابینه جدید افغانستان به صدارت سردار محمد هاشم تشکیل گردید 25/6/1931 معاهدهای بنام بیطرفی وعدم تجاوز متقابله میان افغانستان وشوروی د ر نه ماده در کابل به امضا رسید 31/10/1931 قانون اساسی افغانستان که بنام اصول اساسی دولت افغانستان یاد میشد در یکصدوده ماده به تصویب رسید 24/8/1932 تقسیمات جد ید اداری افغانستان اعلان گردید و کشور به پنج واحد بزرگ وچهار واحد کوچک تقسیم گرد ید
8/11/1933 محمد نادرشاه پا د شاه افغانستان توسط متعلمی بنام عبــدالخالق به قتل رسید
8/11/1933 محمد ظاهر به حیث پاد شاه افغانستان تعین گرد ید
8/11/1933 سرد ار محمد هاشم به تشکیل کابینه موظف گرد ید
15/12/1933 محکمه ای د رکابل د ایر شد و عبد الخالق را با عده ای از د وستان و اقاربش به اعدام محکوم نمود 25/9/1934 افغانستان به عضویت سازمان نو تشکیل جامعه ملل د ر آمد 29/3/1936 نخستین معاهد ه مود ت بین افغانستان و ایالات متحد ه امریکا د ر لند ن به امضا ر سید 7/7/1937 پیمانی میان نمایند ه گان چهار کشور افغانستان ایران ترکیه و عراق به منظور استقرار صلح و امنیت د ر شرق نزد یک عدم تعرض تشد ید روابط وهمکاری های متقابل د ر د ه ماد ه د ر قصر اسد آباد به امضا رسید 6/9/1939 حکومت افغانستان توسط فرمان شاهی بیطرفی اش را د ر جنگ دوم جهانی اعلام نمود 19/10/1941 بنابر د رخواست متحدین د ر جنگ د وم جهانی حکومت افغانستان به اخراج آلمانها و ایتالوی ها ی مقیم کشور موافقه کـــرد 9/11/1946 افغانستان به عضویت سازمان ملل متحــد د ر آمد 30/9/1947 نمایند ه گان افغانستان د ر سازمان ملل متحد د ر برابر پذیرش پاکستان د رآن سازمان رای مخالف دانـــــــد 20/4/1950 تظاهرات عظیمی بخاطر مد اخله غیر قانونی وزارت د اخله د ر امور انتخابات د ر شهر کابل براه افتــــا د 25/2/1953 اتحا د شوروی به موجود یت کارشناسان کشور های غربی د رشمال کشور رسماً به افغانستان اعتراض نمود
20/9/1953 کابینه سر دار محمد د اود اعلان گـــرد ید 30/3/1955 تظاهرات گسترد ه ای د ر مقا بل سفا رت پاکستان براه افتاد 1/5/1955 پاکستان ا ز حکومت افغانستان خواست تا تمام قونسلگیری هایش را د ر آن کشور مسد ود کند 4/5/1955 بد نبال خرابی اوضاع میان افغانستان و پاکستان حکومت به قوای نظامی اش امر سفر بری د اد 14/7/1955 افغانستان به عضویت بانک جهانی و صند وق جهانی پول د ر آمـــد
3/3/1963 محمد د اود خان صد ر اعظم افغانستان استعفی نامه اش را به شاه پیش کـــرد 7/3/1963 بر اساس فرمان شاهی محمد د اود خان از پست صد ارت بر طرف شد 7/3/1963 د اکتر محمد یوسف به حیث صد راعظم جد ید موظف به تشکیل کا بینه شد 20/7/1963 قونسلگیری های ا فغانستان د ر شهر های کویته و پیشاور د و باره باز شد 12/10/1963 لیوند برژنف صد ر هیات رئیسه شورای عالی اتحاد شوروی به کابل سفر کرده و سنگ تهد اب انستیتیوت پولیتخنیک کا بل را گذ اشت 1/7/1964 جنرال محمد ایوب رئیس جمهور پاکستان از کابل د یدار به عمل آورد 9/9/1964 لویه جـــرگه بمنظور تصویب قانون اساسی جد ید د ر کابل د ایر گرد ید 20/9/1964 اعضای لویه جرگه قانون اساسی جد ید را تصویب کــــر د ند 9/9/1965 قــانون مطبوعات به مـــرحله اجرا قـــرار گــرفت 24/9/1965 کار انتخابات اعضای ولسی جرگه کـــه تعد اد انها به 216 تن میرسید به اتمام رسید 24/10/1965 داکتر محمد یوسف به شورا رفت تا برای حکومت اش رای اعتماد بگیرد ولی تالار از طرف محصلین و متعلمین اشغال گـــرد یده بود 25/10/1965 پولیس بر تظاهرات محصلین و متعلمین د ر خارج تالار شورا آتش گشود و د ر اثر آن یک تن کشته و چند تن زخمی شد ند 29/10/1965 د اکتر محمد یوسف از پست صدرات استفعی و به عوض وی محمد هاشم میوند وال به حیث صد راعظم تعین شد 4/12/1965 افغانستان عضویت بانک آسیا ئی را حاصل نمود 31/5/1967 مسود ه قانون احزاب از طرف مجلس سنا(مشرانو جرگه) تصویب شـــد 11/10/1967 محمد هاشم میوند وال از پست صدارت استفعی و به عوض او عبد الله یفتلی مامور گشت تا تعین صد راعظم جد ید امور حکومت را اد راره کند 1/11/1067 نور احمد اعتماد ی به حیث صد ر اعظم افغانستان تعین شد 16/5/1971 نور احمد اعتماد ی از عهد ه صد ارت استفعی د اد 8/6/1971 دکتر عبد الظاهر به حیث صد راعظم افغانستان تعین گرد ید ـ 25/9/1972 د اکتر عبد الظا هــــر از عهد ه صـــد ارت استعفی کـــرد 7/12/1972 محمد موسی شفیق وزیر خارجه افغانستان به حیث صد راعظم تعین شد 13/3/1973 قرار د ادی میان افغانستان و ایران که بنام معاهد ه آب هلمند یا د میشود د ر کابل به امضا رسید
17/7/1973 سرد ار محمد د اود خان به کمک افسران و سربازان ارد و د ست به کود تا زده نظام شاهی را سرنگون و جمهوریت را تاسیس کرد 22/8/1973 محمد د اود خان رئیس جمهور افغانستان طی بیانیه ای خط مشی نظام جمهوری را بیان کـــرد 21/9/1973 محمد هاشم میوند وال صد راعظم پیشین افغانستان به اتهام کود تا علیه نظام د ستگیر شد 1/10/1973 را دیو کابل اعلان کــرد که محمد هاشم میوند وال د ر سلول زند ان خود کشی کــرد ه است 4/5/1974 غلام محمد نیازی رهبر اخوان المسلمین(نهضت جوانان مسلمان) و عد ه ای از طرفدارانش توسط پولیس وقوای امنیتی دستگیر شد
4/6/1974 محمد د اود خان رئیس جمهور افغانستان بیرق جد ید را بر فراز قصر ریاست جمهوری برافراشت 21/5/1975 اعضای نهضت اسلامی افغانستان بالای ولسوالی سر خرود ولا یت ننگرهار حمله نمود ه د وایر دولتی را اشغال و بعد از زد وخورد اندکی فرار کـــرد ند 12/3/1976 پوهنتون پنجاب هنــــد سند د کتورای افتخاری را به محمد د اود خان رئیس جمهور افغانستان اهـــدا کــرد 3/7/1967 ا ندرا گاند ی صد راعظم هند ا زکابل د ید ن کـــرد 28/12/1967 محمد د اود خان رئیس جمهور افغانستان طی فرمانی از مرد م خواست تا نما یند ه گان شانرا برای لویه جرگه انتخاب نمایند
30/1/1977 لــویه جـــرگه بخاطر بحث روی قانون اساسی و انتخاب رئیس جمهور قانونی افغانستان د ایر گردید و محمد د اود خان انرا افتتاح کـــرد 14/2/1977 قانون اساسی جمهوری افغانستان د ر 13 فصل و 136 ماد ه از طرف اعضای لویه جرگه به تصویب رسیـــــد 15/2/1977 محمد د اود خان از طرف اعضای لویه جرگه به حیث رئیس جمهور انتخاب شـــد 24/2/1977 قانون اساسی جد ید افغانستان توسط رئیس جمهور توشیح شـــد 10/10/1977 جنرال ضیا الحق رئیس حکومت نظامی پاکستان جهت گفتگو با رئیس جمهور افغانستان وارد کابل شد و با محمد د اود خان ملاقات کـــــرد 16/11/1977 علی احمد خـــرم وزیر پلان افغانستان د ر دفتر کارش از جانب شخصی بنام مرجان به قتل رسید 2/4/1978 محمد د اود خان جهت مذاکره با رهبرا ن عربستان سعود ی و کو یت و مصر به آن کشور ها سفر کـــرد 17/4/1978 میر اکبر خیبر یکی از رهبران جناح پرچم حزب دیموکراتیک خلق افغانستان د رکابل به قتل ر سید 19/4/1978 در مراسم تشیع جنازه میر اکبر خیبر هوادا ران حزب دیموکراتیک خلق افغانستان تظاهرات گسترد ه ای را د ر شهر کابل براه اند اختند 26/4/1978 را د یو کابل اعلان کــرد که چند نفر به جرم توهین به د ولت گرفتار شد ه اند، د رمیان گرفتار شده گان نورمحمد تــره کی و ببرک کارمل رهبران حزب د یمکراتیک خلق افغانستان نیز شامل بود ند 27/4/1978 افسران و سربازان وفا د ار به حـــزب د یموکراتیک خلق افغانستان به علیه محمد د او د خان دست به کو د تا نظا می ز د ند 28/4/1978 محمد د اود خان با براد ر و اعضا ی خانواد ه شان د ر قصر ریاست جمهوری از طرف کود تا چیان کشته شد ند
30/4/1978 اولین فرمان شورای انقلابی صا در گرد ید، نا م رسمی جمهوری افغانستان به جمهوری د یموکراتیک خلق افغانستان تبد یل شد و نور محمد تره کی به حیث رئیس شورای انقلابی ا علا م گرد ید 30/4/1978 اتحا د شوروی بحیث اولین کشور جمهوری د یمو کراتیک خلق افغا نستان را به رسمیت شناخـت 1/5/1978 فرمان شماره د وم شورای انقلابی صا در و طی آن کابینه جد ید جمهوری دیمکراتیک خلق افغانستان اعلا ن گـــردید 14/5/1978 شورای ا نقلا بی د ر سومین فرمان خویش قانون اساسی سال 1977 را ملغی اعلا م کـــرد 22/5/1978 ا هـــا لی د ره ویگل نورستان با قیام علنی مخالفت شانرا با حکومت جد ید اظهار کـــرد ند 12/6/1978 چهارمین فرمان شورای انقلابی مبنی بر تغیر بیرق و نشان دولتی افغا نستان صاد ر گـــر د ید 14/6/1978 شورای ا نقلابی د ر پنجمین فرمان تا بیعت یک عد ه ازاعضای خانواده سلطنتی را که به اهل یحیی مشهور ملقب شدند سلب نمود 17/7/1978 بیروی سیاسی کمیته مرکزی حزب د یمو کراتیک خلق افغانستان تشکیل جلسه د اد و عد ه ای از رهبران جناح پرچم را به عنوان سفرای کشور های مختلف تعین نمود 12/7/1978 فرمان شماره شش حکومت مبنی بر الغای سود و سلم و طلب دهقانان بر مالکان زمین صاد ر گــــردید 17/8/1978 عبد القاد ر وزیر د فاع جنرال شاهپور احمد زی لوی درستیز و میر علی اکبر رئیس شفاخانه جمهوریت به راه اند ازی کو دتا متهم و به زند ان ا نداخته شد ند 23/8/1978 عد ه ای از رهبران جنا ح پرچم به اتهام دست د اشتن د ر کو د تا علیه حکومت نور محمد تر ه کی دستگیر شد ند وبه زندان انداخته شدند 9/9/1978 جنرال ضیا الحق رئیس جمهور پاکستان به افغانستان ا مده و با نور محمد تره کی ملا قا ت کـــر د 17/10/1978 فرمان شمار ه هفت حکومت راجع به مهـــر زنا ن اعلا ن گـــر د ید و مبلغ سه صد افغا نی بحیث یک ستندرد برای مهر تعین گردید
19/10/1978 نور محمد تره کی بیرق جد ید افغانستان رابرنگ سرخ بر فراز قصر ریاست جمهوری بر افراشت 27/11/1978 به اساس اعلان رادیو کابل شش تن از رهبران جناح پرچم به شمول ببرک کارمل که به حیث سفرای افغانستان در کشور های مختلف ایفای وظیفه میکرد ند و قصد توطعه علیه د ولت را د اشتند از وظایف شان درسفارت خانه ها نیز سبک دوش گرد ید ند 28/11/1978 فرمان شما ره هشت حکومت د ر باره ای اصلا حات ارضی صا در شد 5/12/1978 قرار د اد همه جانبه همکاری بین نور محمد تره کی و لیوند بر ژنف د ر مسکو به امضا ر سید 14/2/1979 ا د لف د ابز سفیر ا یا لات متحد ه ا مریک د ر شهر کا بل به قتل ر سید 13/2/1979 عد ه ای ا زملا ها واعضای اخوان المسلمین د ر شهر پیشاور پاکستان د ور هم جمع شد ه فتوای جها د علیه حکومت افغانستان را صا در کر د ند 15/3/1979 افسران و سربازان حکو متی و مرد م شهر هرات علیه حکومت نور محمد تر ه کی قیا م نموده دوایر و تا سیسا ت نظا می را تصر ف و د هها افسر طر فد ار حکومت و مشا ورین روس انجا را کشتند 17/3/1979 نور محمد تر ه کی د ر یک تماس تلیفو نی ا ز الکس کا سگین صد ر اعظم وقت شور وی خو است تا با ا رسا ل سرباز و اسلحه قیا م کنند هگا ن را د ر هرات سر کوب کنند 27/3/1979 حفیظ الله ا مین که تاکنون بحیث معاون صدر اعظم ایفای وظیفه میکردبه حیث صد ر اعظم ا فغانستان تعین گر د ید 27/3/1979 عسا کر و صاحب منصبان فر قه ننگرهار علیه حکو مت قیام کر د ند 29/5/1979 غلام محمد نیا زی رهبر نهضت ا سلا می ا فغا نستان با جمعی از هوا د ارانش د ر زند ان پلچرخی ا عد ام شد ند 20/5/1979 بد نبال ا عد ام ا عضای نهضت اسلامی ا فغانستان قیا می د ر د اخل زند ان پلچرخی صورت گرفت که دست کم حد ود یکصد و چهل تن از زند انی ها به جرم د ست د اشتن د ر قیا م ا عد ام شد ند 23/6/1979 مــــر د م شهر کا بل د ر منطقه جا د ه میوند و چند اول د ست به قیام عمومی ز د ند 15/ 8/1979 افسران و سر بازان قرار گاه با لا حصار کا بل علیه حکومت شور ید ند 14/12/1979 زد و خورد ی د ر د اخل ارگ ریا ست جمهوری میان طر فد ارن نور محمد تره کی و حفیظ الله امین بوقوع پیوست
16/9/1979 بر کناری نور محمد تره کی از مقام رهبری حزب و حکومت افغانستان اعلا ن شد و به جای آن حفیظ الله امین بر ار یکه قد رت تکیه زد 9 /10/1979 نور محمد تره کی بد ست طرفد ارن حفیظ الله امین توسط بالشت خفه و بعد اًً را دیو کابل اعلا ن کرد که نور محمد تر ه کی د ر اثر مریضی د رگذ شت 16/12/1979 اتحا د شوروی چند واحد نظامی خود را د ر سر حد ات افغانستان جابجا سا خت 22/12/1979 تعد اد ی از سربازان شوروی د ر مید ان هوائی بگـــرام پیا ده شد ند 27/12/1979 سربازان شوروی به قصر د ارالامان تپه تاج بیگ راد یو تلویزیون حمله کرد ه حفیظ الله امین با عد ه ای از اعضا ی خانواد ه و محا فظین اش را کشتند 30 12/ 1979 اولین کنفرانس مطبو عا تی ببرک کارمل پس از تجاوز شوروی بر افغانستان د ر قصر چهلستون کابل دایـــــر گــــر د ید 30/12/1979 راد یو کابل ا علان کــــرد که حفیظ الله امین محاکمه و اعد ام شد
31/12/1979 کابینه حکومت جد ید ا علا ن گرد ید ـ ببرک کارمل به حیث منشی عمومی کمیته مرکزی حزب دیموکراتیک افغانستان رئیس شورای انقلا بی و نخست وزیر اعلا ن شد 5/1/1980 شورای امنیت سازمان ملل متحد روی مسله افغانستان تشکیل جلسه د اد،از جمله پانزد ه عضو شورا سیزد ه ان خروج فوری نیروهای شوروی را از افغانستان تقاضا کرد ند 22/2/1980 هزاران تن از اهالی شهر کابل به خیابانها بر آمد ه و با نعره های تکبیر مخالفت شانرا با حضور نیرو های شوروی ابراز د اشتند و هلیکوپتر ها و سربازان حکومتی بر آنها آتش گشود ه صد ها کشته و زخمی بجا ماند
21/4/1980 ببرک کارمل بیرق جد ید افغانستان را بر فراز قصر ریاست جمهوری برافراشت 2/3/1981 یک فروند طیاره خطوط هوائی پاکستان که از شهر کراچی پرواز کرد ه بود توسط افراد مسلح که خود را مربوط گروه الذوالفقار می نا مید ند ربود ه شد ه و به مید ان هوا ئی کابل فرود آمـــــد 10/6/1981 سلطان علـــی کشتمند به حیث صد ر اعظم افغا نستان ا علا ن گـــر د ید 15/6/1981 کنگره موسس جبهه ملی پد ر وطن د ر کابل د ایر گـــر دید 27/12/1981 رونالد ریگان رئیس جمهور امریکا پیشنهاد نمود که تا بیست و یک مارچ مطابق اول حمل بنام روز همبستگی با مرد م افغانستان تجلیل شــود 25/11/1982 انفجار بمب مهیبی سینما پامیر کابل و ساختمانهای اطراف آنـــرا شد ید اً تکا ن د ا د 19/1/1983 صبغت الله مجد د ی ر ئیس اتحاد مجاهد ین افغانستان از یک حاد ثه سوی قصد د ر پیشاور جان سالم بد ر برد 25/2/1985 میخا ئیل گورباچوف رهبر شوروی بیست و هفتمین کنگره حزب کمونیست شوروی را افتتاح کرد ـ د ر سخن رانی اش جنگ د ر افغانستان را زخم خونین برای اتحاد شوروی خواند 23/4/1985 ببرک کارمل جر گه رهبران قبا یل را د ر کابل افتتاح کــــرد 21/4/1986 حکومت امریکا د ادن اسلحه ضد هوا ئی استنگر را به مجاهد ین منظور کــــرد 3/5/1986 ببرک کارمل عنوانی کمیته مرکزی حزب دیموکراتیک خلق افغانستان نامه ای نوشت و استعفا ی خویش را از سمت منشی عمومی کمیته مرکزی حزب تقاضا کـــرد
4/5/1986 پلنیوم هجد هم کمیته مرکزی حزب د یموکراتیک افغانستان د ایر گرد ید و د اکتر نجیب الله به حیث منشی عمومی کمیته مرکزی حزب انتخا ب شد 18/7/1086 محکمه ای د رکابل د ایر گرد ید و شش تن از قوماند انان ار شد مجا هد ین هــر یک احمد شاه مسعود و پناه خان قوماندانان ولایت پروان امیر اسماعیل خان و علاوه الد ین خان قوماندانان ولایت هرات مولوی جلال الد ین حقانی قوماند ان ولا یت پکتیا و سید منصور حسین یار قوماندان ولایت بغلان را غیاباً به اعـــد ام محکوم کـــرد 5/11/1986 مجمع عمومی سازمان ملل متحــد با اکثریت یکصد و بیست ود و رای خروج شوروی از افغانستان را تقاضا نمـــود 1/1/1987 د ر کابل اعلا ن گردید که آتش بس یک جانبه میان حکومت کابل و مجا هــد ین سر از تاریخ پانزد ه جنور ی عملـــی میگرد د 20/7/1987 د اکتر نجیب الله ر ئیس جمهور افغانستان با میخا ئیل گوربا چوف د رمسکو ملا قات نمو د 30/11/1987 لویه جرگه د ر شهر کابل تشکیل شد تا روی قانون اساسی جد ید افغانستان بحث کند 14/4/1988 توافقات ژینوا بین نما یند ه گان افغانستان پاکستان اتحا د شوروی و امریکا به امضا رسید 15/5/1988 بد نبال امضا موافقات ژنیوا اولین دسته از عساکــر شوروی جلال آباد را به قصد شوروی ترک کرد ند 18/5/1988 با عبور کاروان سربازان شوروی از پل د ریا آمو سلسله خروج نیرو های آن کشور از افغانستان آغاز یا فت 27/ 5/1988 محمد حسن شرق به حیث صد راعظم افغانستان تعین گـــرد ید 27/1/1989 اکثر کشور های غـــربی و جاپان سفارت خانه های شانرا د رکابل بستند 15/2/1989 با عبور جنرال بوریس گروموف فرماند ه لشکر چهلم نیروی شوروی از پل آمو حضور عساکر آن کشور د ر افغانستان به پایان رسید
20/2/1989 سلطان علی کشتمند بار د وم به حیث صد ر اعظم افغانستان تعین شد 21/2/1989 حکومت کابل حـــالت اضطرار اعـــلا ن کــر د 7/3/1989 حمله بزرگ مجاهـــد ین به همکاری قوت های مسلح پاکستان بخاطر تسخیر شهـــر جلال آباد آغاز شــد 10/3/1989 عربستان سعود ی منحیث اولین کشور حکومت موقت مجا هد ین را به رسمیت شناخت 7/4/1989 امریکا شخصی بنام پیترتامسن را به حیث سفیر آنکشور نزد مجاهــد ین افغانستان معرفی کـــرد 20/5/1989 د اکتر نجیب الله لویه جــرگه را د ر کابل افتتاح کـــر د 5/8/1989 گلبد ین حکمتیار طی کنفرانس مطبوعاتی حکومت موقت مجاهد ین را بی اعتبار خواند ه و از عهد ه وزارت خارجه مجاهد ین استفعی کــرد 6/3/1990 جنرال شهنواز تنی وز یر د فاع افغانستان د ست به یک کو دتا نا فرجام زد 7/3/1990 شهنواز تنی با عد ه ای از رهبران کود تا نا فرجام توسط طیاره نظامی از افغانستان فرار و به پاکستان رفت 7/5/1990 فضل الحق خالقیار به حیث صد راعظم افغانستان تعین شــد 28/5/1990 لویه جرگه د رکابل د ایر شد تا روی تعد یلا ت قانون اساسی بحث و گفتگو کند 11/11/1990 پروفیسور مجد د ی ر ئیس حکومت موقت مجا هد ین عازم جبها ت ولایت باستا نی هــرات شد 31/3/1991 شهر خوست بدست مجا هــد ین سقوط کــر د 21/5/1991 سرمنشی ملل متحــد طرح پنج فقره ای را برای حــل منازعات افغانستان پیشنهاد کــرد 13/9/1991 وزرای خارجه امریکا و شوروی قطعنامه ای را به تصویب رساندند که به اساس آن قطع ارسال اسلحه به طــرفین د ر گیر افغا نستان از اول جنوری سال نود و د و عملــی گرد د 5/11/1991 یک خبر نگار پر تغالی هنگام مصاحبه با محمد ظاهر شاه سابق افغانستان د ر منزلش در حومه شهر روم ایتالیا با چاقو به وی حمله کرد،شاه سابق با بر د اشتن جراحات جز ئی جان به سلامت برد 11/11/1991 نخستین هئیت مجا هــد ین به سر پر ستی برهان الد ین ربانی بنابه دعوت حکومت شوروی برای بار اول به مسکو رفت 15/11/1991 ا علامیه مشترکی هیات مجاهد ین ومقامات شوروی د ر شهر مسکو به نشر ر سیــــد 15/1/1992 افسران و سر بازان اردوی حکومت افغانستان د ر شهر ک مرزی حیرتان به رهبری جنرال عبد المومن علیه حکومت د اکتر نجیب الله بغاوت کردند 18/3/1992 شهر مزار شریف با همکاری جنرال دوستم و مجاهدین از تصرف حکومت مرکزی افغانستان بیرون شد 20/3/1992 گروه های مخالف د اکتر نجیب د ر شهر مزار شریف تجمع و سازمان جنبش اسلا می افغانستان را به رهبری جنرال د وستم بنها د نها د ند 16/4/1992 عبد الوکیل وزیر خارجه حکومت کابل به پروان رفت تا با احمد شاه مسعود د ر باره انتقال قد رت به مجا هد ین مذ اکره نما ید
16/4/1992 د اکتر نجیب الله به دفتر سازمان ملل متحد د ر کابل پناه بر د 20/4/1992 شهر قند هار به مجاهدین تسلیم داده شد 23/4/1992 شهر های جلا ل آباد گر دیز مهترلام و قلعه نو به مجاهدین تسلیم داده شد 24/4/1992 رهبران مجاهد ین افغانستان در اسلام آباد پاکستان بالا ی طرحی موافقت کر د ند که به اسا س آن صبغت الله مجد د ی برای د و ماه به حیث رئیس حکومت انتقالی افغانستان تعین شــد 25/4/1992 گرو ههای مختلف مجا هد ین ادا ره شهر کابل را بد ست گرفتند و همزما ن به آن د ور جد ید ی از جنگ های د اخلی بر سر قد رت شر وع شد 25/4/1992 اولین ا علامیه دولت موقت اسلامی افغانستان مبنی بر امنیت شهر کابل صادر شد،همزمان با صادر شد ن ا علامیه جنگ میان نیروهای حزب اسلا می و متحد ین جمیعت د ر اکثر نقا ط جنوبی شهر کابل شروع شد و حزب اسلا می مجبور به عقب نشینی با اطراف کابل شد 28/4/1992 صبغت الله مجد د ی رئیس د ولت موقت اسلامی افغانستان با کاروان مجا هد ین وارد شهر کابل شد 28/4/1992 مراسم انتقال قد رت به مجاهد ین د ر تالار و زرات خارجه گشایش یافت و فضل الحق خالقیار صدر اعظم دو را ن حکومت د اکتر نجیب الله رسماً حکومت را به آ قای مجد د ی تسلیم کرد 2/5/1992 کابینه جد ید حکومت مجا هد ین ا علا ن شد 22/5/1992 صبغت الله مجد د ی ر ئیس حکومت مو قت افغانستان به ولایت مزار شریف رفته و د ر آنجا ر تبه ستر جنرالی را به عبد الرشید د وستم اهدا کــر د
28/6/1992 صبغت الله مجد د ی زمام امور را به شواری قیاد ی تسلیم کرد و شورای قیاد ی برهان الدین ربانی را به حیث رئیس حکومت موقت مجا هد ین بر گزید
6/9/1992 برای اولین بار سه نفر به اتهام سرقت و قتل د ر پارک زرنگار کابل د ر ملاء عام به د ار آو یخته شد ند 11/12/1992 روز ماتم ملی بخاطر کشته شد گان جنگ های اخیر ایکه بین مجا هد ین د ر شهر کابل اتفاق افتاد تجلیل شـــد 31/10/1992 مد ت ریاست جمهوری برهان الدین ربانی خاتمه یافت ولی انتقال قد رت تا بر گذاری شورای اهل حل وعقد به تاخیر افتا د 29/12/1992 شورای اهل حل وعقد د ر شهر کابل د ایر گر د ید 30/12/1992 شورای اهل حل وعقد برهان الدین ربانی را به حیث رئیس جمهور حکومت مجا هد ین انتخا ب نمو د 8/3/1993 رهبران مجا هد ین افغانستان بعد از امضا موافقتنامه اسلا م آباد عازم مکه مکرمه شد ند 21/2/1994 سه تبعه افغانی بس حامل شاگرد ان یک مکتب د ر پیشاور را به گروگان گر فتند 22/2/1994 رباینده گان بس حامل هفتاد و چها ر شاگرد مکتب که به اسلام آ باد رسید ه بو د ند خواستار ا رسا ل مواد غذائی به شهر جنگ زد ه کابل شد ند 10/10/1994 گروهی که خود را طالبان مینامید ن به شهر سر حد ی سپین بولدک حمله کرده و آ نرا تصرف نمو د ند 5/11/1994 گروه نو بنیا د طالبان اکثر منا طق و لایت قند هار را تصرف نمود ند 12/11/1994 گروه طالبا ن کنترول کامل ولایت قند هار را بد ست گرفته و مجاهد ین قند هار به طرف هرات فرار نمود ند 10/2/1995 ولایت مید ان بعد از د ر گیری مختصری به دست طالبا ن سقوط کرد 11/2/1995 طالبان کنترول کامل ولایت لوگر را به دست گر فتند 19/2/1995 طالبــان کنترول شهـــر خوست را بد ست گر فتند 11/3/1995 عبد العلی مزاری رهبر حزب وحد ت اسلا می که به اسارت طالبان د ر آمد ه بود د ر ولایت مید ان به قتل رسید 17/4/1995 طالبا ن حمله وسیع را بخاطر تصرف ولایت فراه آغاز کر د ند 5/9/1995 شهر هرات بد ست طالبا ن سقوط کــر د 26/6/1996 گلبد ین حکمتیار که به حیث صد ر اعظم افغانستان تعین شد ه بود بالاخره به شهر کابل داخل شد 6/7/1996 صد ر اعظم گلبدین حکمتیار و وزرا جد ید حکومت سو گند به جا آور د ند 11/9/1996 شهر جلا ل آباد بد ست طالبا ن افتاد
26/9/1996 شهر کابل توسط طالبان فتح شد 27/9/1996 د اکتر نجیب الله ر ئیس جمهور پیشین افغانستان توسط چند مرد مسلح از دفتر سازمان ملل متحد د ر کابل بیرون کشید ه و به محل نا معلوم بر د ه شد 27/9/1996 د اکتر نجیب الله و برادرش احمد زی و یاور اش بانهایت بیرحمی به شهادت رسیده و اجساد شان د ر چهار راهی آریانا بد ار آویخته شد 1/12/1996 ببرک کارمل رئیس جمهور افغانستان د ر شهر مسکو وفات یا فت 18/5/1997 جنرال عبد الملک ر ئیس سیا سی جنبش اسلامی افغانستان علیه جنرال دوستم رهبر آن گروه قیام نمود و اداره مزار شریف را بد ست گر فت 24/5/1997 شهر مزار شریف بد ست طالبا ن افتاد 26/5/1997 قیام عمومی علیه طالبا ن د ر شهر مزار شریف آغاز گر د ید 27/5/1997 طالبان بعد از تلفات سنگینی که بر نیرو های شان تحمیل گردید از و لایات شما لی کشور عقب نشینی کر د ند 26/10/1997 ا داره طالبان نام رسمی کشور را به امارات اسلامی افغانستان تبد یل کر د ند 4/2/199 د ر اثر زلزله شد ید د ر ولایت تخار حد اقل پنج هزار تن جا ن خود را از د ست د اد ند 29/4/1998 مذ اکرات میان نمایند ه گان طالبان و علمای جبهه متحد د ر اسلا م آ باد آ غاز شد 8/8/1998 طالبان برای بار د وم کنترول شهر مزار شریف را بد ست گر فتند 8/8/1998 نه دیپلومات و یک خبر نگار ایرانی د ر قونسلگری آنها د ر شهر مزار شر یف توسط طالبان به قتل رسیـــــــد نـــد 11/8/1998 شهر تالقان و لایت تخار بد ست طالبا ن افتاد 8/8/1998 طالبان د ست به قتل عام اهالی و افراد مسلح مزار شر یف زد نــد 20/8/1998 د و اردوگاه نظامی د ر ولایت خوست و ننگر هار هــد ف حملا ت موشکی امریکا قرار گر فت 1/9/1998 د ولت اسلامی ا یران اعلان کرد که یک مانور بزرگ نظامی را د ر سرحد ات افغانستان اجرا خواهد کــرد 13/9/1998 ولایت بامیان بد ست طالبا ن تصرف شد فبروری 1999 طالبان سر مجسمه بامیان را منهد م ساختند 18/7/1999 ملا محمد عمر رهبر طالبان طی اعلامیه ای تحریم امریکا علیه طالبان را محکوم کـــرد 27/7/1999 طالبا ن حمله وسیع را بخاطر تصرف و لایات شمال کابل براه اند اختند 18/3/2000 ر اد یو ی طالبان د ر کابل اعلا ن کـــرد که مراسم سال نو خلا ف شریعت اسلا می است و نبا ید تجلیل گـــر د د 26/3/2000 امیر اسماعیل خان و الی سابق هرات ا ز ز ند ان طالبان د ر قند هار فرار کـــر د 26/2/2001 ر ادیو طا لبان د ر کابل فتوا ئی را به نشر رسا نید که اسا س آن با ید تمام مجسمه ها د ر افغانستان نابود گـــرد د
9/3/2001 طالبان مجسمه هـــا ی بامیان را که از جمله آ ثار باستانی نایاب د ر جهان بود تخر یب کــر د ند 09.11.2001 احمد شاه مسعود د ر منطقه خواجه بها الد ین و لایت تخار توسط د و نفر عربی که خود را خبر نگار معرفی کرد ه بو دند به شها د ت ر سید نوامبر2001 عملیا ت نظامی امریکا د ر افغانستان آغاز گـــر د ید 13/11/2001 آخرین پایگاههای نظامی طالبان د ر اطراف شهر کابل از تصرف آنان خارج شـــد 16/11/2001 اولین دسته از سربازان برتانوی د ر میدان هوائی بگرام پیا د ه شد ند
اسیران طالبان و القاعد ه د ر داخل قلعه جنگی مزار شریف شورید ند و صد ها نگهبان و اسیر کشته شــــــد ند 2/12/2001 یک د سته از سربازان فرانسوی به مید ان هوا ئی مزار شریف پیا د ه شد ند
5/12/2001 حامد کرزی به حیث رئیس اداره موقت افغانستان تعین گرد ید
6/12/2001 جلسه بن به پایان رسید ـ
|
|
|
|
اگر زندگي شعر نيست پس چرا هوهوي بادش ياهوي رند خرابات است؟! |
|
|
|
A – Accept پذیرا باشید: دیگران را همانگونه که هستند بپذیرید ، حتی اگر برایتان مشکل باشد که عقاید ، رفتارها و نظرات آنها را درک کنید. B - Break away خودتان را جدا سازید: خود را از تمام چیزهایی که مانع رسیدن شما به اهدافتان می شود جدا سازید. C - Create خلق کنید : خانواده ای از دوستان و آشنایانتان تشکیل دهید و با آنها امیدها ، آرزوها ، ناراحتی ها و شادی هایتان را شریک شوید. D – Decide تصمیم بگیرید: تصمیم بگیرید که در زندگی موفق باشید . در آن صورت شادی راهش را به طرف شما پیدا می کند و اتفاقات خوشایند و دلپذیری برای شما رخ خواهد داد. E - Exploreکاوشگر باشید : جستجو و آزمایش کنید . دنیا چیزهای زیادی برای ارائه کردن دارد و شما هم قادرید چیزهای زیادی را ارائه دهید. هر زمان که کار جدیدی را آزمایش می کنید خودتان را بیشتر می شناسید. F - Forgive ببخشید : ببخشید و فراموش کنید . کینه فقط بارتان را سنگین تر می کند و الهام بخش ناخوشایندی است. از بالا به موضوع نگاه کنید و به خاطر داشته باشید که هر کسی امکان دارد اشتباه کند. G - Grow رشد کنید: عادات و احساسات نادرست خود را ترک کنید تا نتوانند مانع و سد راه شما برای رسیدن به اهدافتان شوند. H – Hope امیدوار باشید: به بهترین چیزها امید داشته باشید و هرگز فراموش نکنید که هر چیزی امکان پذیر است ، البته اگر در کارهایتان پشتکار داشته باشید و از خدا کمک بخواهید. I - Ignore نادیده بگیرید: امواج منفی را نادیده بگیرید . روی اهدافتان تمرکز کنید و موفقیت های گذشته را بخاطر بسپارید . پیروزی های گذشته نشانه و رابطی برای موفقیت های آینده هستند. J – Journey سفر کنید: به جاهای جدید سر بزنید و با فکر روشن ، امکانات جدید را آزمایش کنید . سعی کنید هر روز چیزهای جدیدی را بیاموزید ، بدین صورت رشد خواهید کرد و احساس زنده بودن می کنید. K – Know بدانید: بدانید که هر مساله ای هر چقدر هم که سخت و دشوار باشد در نهایت حل خواهد شد . همان طور که گرمای مطبوع و دلپذیر بهار پس از سرمای طاقت فرسای زمستان می آید. L – Loveدوست بدارید : اجازه دهید که عشق به جای نفرت ، قلبتان را پر کند. زمانی که نفرت در قلب شما ساکن است هیچ فضای خالی برای عشق وجود ندارد ، اما موقعی که عشق در قلبتان ساکن است ، تمام خوشبختی و شادی در وجودتان قرار دارد. M – Manage مدیر باشید: بر زمان مدیریت داشته باشید ، تا استرس و نگرانی کمتری شما را رنج دهد . استفاده درست از زمان باعث می شود که روی موضوعات مهم بهتر تمرکز کنید. N - Noticeتوجه کنید: هرگز افراد فقیر ، ناامید ، رنج کشیده و ضعیف را نادیده نگیرید و هر نوع کمکی را که قادرید به این افراد ارائه دهید از آنان دریغ نکنید. O - Open باز کنید: چشم هایتان را باز کنید و به تمام زیباییهایی که در اطرافتان وجود دارد نگاه کنید ، حتی در سخت ترین و بدترین شرایط ، چیزهای زیادی برای سپاسگزاری وجود دارد. P – Play بازی و تفریح کنید: فراموش نکنید که در زندگیتان تفریح و سرگرمی داشته باشید . بدانید که موفقیت بدون شادی و لذت های مشروع ، مفهومی ندارد. Q – Question سوال کنید: چیزهایی را که نمی دانید بپرسید ، زیرا که شما برای یاد گرفتن به این کره خاکی آمده اید. R – Relaxآرامش داشته باشید: اجازه ندهید که نگرانی و استرس بر زندگی شما حاکم شود و به یاد داشته باشید که همه چیز در نهایت درست خواهد شد. S – Share سهیم شوید: استعدادها ، مهارتها ، دانش و توانائیهایتان را با دیگران تقسیم کنید ، زیرا هزاران برابر آن به سمت خودتان برمی گردد. T – Try تلاش کنید: حتی زمانی که رویاهایتان غیر ممکن به نظر می رسند تلاشتان را بکنید . با تلاش و مشارکت در انجام کارها ماهرو خبره می شوید. U – Use استفاده کنید : از استعدادها و توانایی ها یتان به عنوان بهترین هدیه استفاده کنید . استعدادهایی که تلف شوند ارزشی ندارند. استفاده صحیح از استعدادها و تواناییهایتان برای شما پاداش های غیرمنتظره ای به دنبال دارد. V – Value احترام بگذارید: برای دوستان و اقوامی که شما را حمایت و تشویق کرده اند ، ارزش قایل شوید و هر کاری که از دستتان بر می آید برای آنها انجام دهید. X – X-Ray اشعه ایکس: با دقت و شبیه اشعه ایکس به قلب های انسانهای اطراف خود بنگرید در نتیجه شما زیبایی و خوبی را در قلب آنها خواهید دید. Y – Yield اجازه دهید: اجازه دهید که صداقت و درستکاری وارد زندگیتان شود. اگر شما در راه درستی حرکت کنید درانتها خوشبختی را خواهید یافت . Z – Zoom تمرکز کنید:
زمانی که خاطرات تلخ ، ذهنتان را پر کرده است ، به جاهای شاد بروید . اجازه ندهید که تلخی ها مانع رسیدن شما به اهدافتان شود. در عوض روی توانایی ها ، رویاها و فردایی روشن تمرکز کنید
|
|
Have you ever watched someone sleep and wondered what he or she was dreaming? The person’s outward appearance would never give it away: slow breathing, eyes occasionally fluttering, but mostly the very picture of peace and stillness. But, appearances can be deceiving. When people sleep, there’s a lot more going on than meets the eye. The notion of sleep as the body’s ultimate “down time” has some truth to it, but sleep is also an active process, in which the brain can be remarkably active, even if the body remains (mostly) immobile What’s Going On During Sleep There is much about sleep that remains mysterious, but experts divide it into two main categories, based on observations of sleeping persons and recordings of the brain’s electrical activity during sleep · Non-REM sleep– This is divided into four stages, with Stage 1 the lightest and Stage 4 the deepest · Rapid-eye movement (REM) sleep - During REM sleep, dreaming is common, muscles (other than the eyes) are inactive, and electrical activity in the brain is similar to that of an awake person. The blood pressure and heart and breathing rates may suddenly increase for short periods of time, just as they do during wakefulness During a typical eight-hour period of sleep, a person drifts from wakefulness to Stage 1 non-REM sleep, through Stages 2, 3 and 4 and finally REM sleep over the first several hours. During the last half of the night, REM sleep and Stage 2 sleep alternate for 90 to 120 minutes each. As we age, brief awakenings increase in frequency, while deeper stages of non-REM sleep decrease Why Do We Sleep The function of sleep is not entirely clear, but researchers believe that REM sleep is important for solidifying memories, and perhaps for even more critical functions. Rodents completely deprived of REM sleep die after a few weeks. Non-REM sleep, meanwhile, seems to be important in providing a sense of restored energy and ability to concentrate during the day. A number of theories about sleep attempt to explain its role or roles: a restorative for the mind and body in preparation for the day ahead; or a way of reducing energy consumption, to save energy for activities occurring during the day. Some scientists believe that sleep is evolution’s way of improving survival by preventing animals from preying on each other 24 hours a day Consequence of Sleep Deprivation It is hard to define just how much sleep is normal; different people seem to need different amounts. Sleep experts define “enough” sleep as how long a person would sleep if there were no alarm clocks; that is, left to decide entirely on your own, how long would you sleep? The other way to define it is how long one needs to sleep in order to feel alert and rested the next day. However, duration of sleep is not the only thing that matters –; the quality of sleep also matters Too little sleep or poor-quality sleep can cause a number of problems, including difficulty with short-term memory, concentration, depression, anxiety, irritability, poor energy and reduced libido. In short, quality of life at work and at home may suffer terribly due to insufficient or poor sleep. All of these problems may resolve when sleep duration increases or sleep quality improves One problem related to sleep deprivation deserves particular emphasis: Automobile and truck accidents attributed to sleepy drivers account for thousands of deaths each year Although the impact is uncertain in humans, sleep-deprived rodents have reduced immune function and higher susceptibility to infection Sleep Disorders There are more than 80 individual sleep disorders, but they are divided into 4 main categories · Dyssomnias, in which there is insomnia (difficulty initiating or maintaining sleep), sleepiness during the day, and abnormal sleep-wake timing; examples include sleep apnea and the effects of medications or alcohol · Parasomnias, in which there is abnormal behavior around sleep, but without excessive sleepiness or insomnia; examples include sleepwalking or night terrors · Medical-psychiatric sleep disorders, in which a condition that causes other problems disrupts or impairs sleep; examples include anxiety, depression, Parkinson’s disease, dementia or gastroesophageal reflux disease (GERD) · Sleep problems that cannot be clearly separated from normal variation, or for which there is no consensus among experts; examples include pregnancy-associated sleep disorder and sleep hyperhidrosis (excessive and unexplained sweating during sleep) Good Advice for Getting a Good Night’s Sleep There are changes you can make to improve your chances of getting a good night’s sleep. Sleep experts call this “sleep hygiene,” and these measures are routinely recommended for almost anyone complaining of sleep trouble. Some are just common sense, but, unfortunately, many people for whom sleep is a problem do not recognize their importance. Here are some general guidelines to follow · Establish a schedule and stick to it; sleep when you are sleepy but try to get up and go to bed each day at about the same time · Use a fan or other means of creating a steady, soothing sound to drown out other noises · Reduce alcohol and caffeine intake; avoid caffeine after noon and don’t use alcohol as a sedative before bed · Get heavy curtains or shades to block out bright light early in the morning if you are awakening earlier than you’d like · Check your medication list. Because some medicines can interfere with sleep, ask your doctor or pharmacist about the medicines you take · Do not exercise vigorously after within several hours of bedtime · Avoid heavy meals or excessive fluids within an hour or two of bedtime The Bottom Line The importance of sleep is self-evident, yet much remains unknown or uncertain about how we sleep, why we sleep and how to improve sleep. One thing is certain, however: Sleep is not a passive process or a complete “shut down” of the body – many stages of sleep are as active for the mind as being awake. So, the next time you see someone sleeping, keep in mind that though the body may look quiet and peaceful, there is much more to the story Regard Saboori |
|
بود نبود در زمانه های قدیم یک شکارچی بود که بعضی از روز ها در بیابان کبک ها و کبوتر های صحرایی را شکار می کرد . وبعضی روز ها در کنار دریا ماهی ها را هم صید می کرد . و بااین کار زنده گی و روزگار خویش را پیش می برد . یک روز این شکارچی در گوشه یی از بیابان کناریک تپه قدری گندم ، برنج وارزن را پاش داده بودو خود در پشت تپه پنهان شده بودو منتظر بود که کبوتر های که در آن نزدیکی دانه می خوردند به دام او بیفتند . همان بودکه پس از انتظار زیاد سه تا از کبوتر ها به دام نزدیک شده بودند . ناگهان شکارچی از پشت سرخود صدایی قیل وقال دو نفر را شنید . شکارچی به خاطر این که کبوتر ها به دام بیفتند برای آن دو نفر خود را رساند . و گفت : اوه ! بیا در باهم غالمغال نکنید تا مرغهای را که من برای شان دام شانده ام ، فرار نکند . آن دو نفر که شاگردان مدرسه بودند گفتند : ما با کسی کاری نداریم ، واین جا بیابان خدا است و بلند حرف زدن آزاد است واین جا خو بچه یی کسی نخوابیده که با گپ زدن های ما بیدار می شود ویا کدام مریض در بستر قرار ندارد که سبب ناراختی آنها شویم . شکارچی گفت آخر اینجا من دام گذاشتم ام و می خواهم کبوتر بگیرم وآنها از سروصدای شما می ترسند و فرار می کنند ولی اگر خاموش و آرام باشید ممکن است مرغها به دام بیفتند . شاگردان جواب دادند ! (( تو می گویی ما از خود دست برداریم تا تو به مقصد خود برسی . اگر این طور است با ما وعده کن که دو کبوتر به من هم میدهی . تا آرام باشیم و درغیر آن ما شاگردان هستیم واین جا جای درس خواندن است . شکارچی گفت : فرزندان عزیز همین دام روزی من است ومن چند سرعیال نان خور دارم . با فروش این مرغها زنده گی می نمایم واز صبح تا حالا انتظار کشیده ام صرف سه کبوتر آمده اند واگر به دام بیفتند دوتایی آن را به شما بدهم ویکی آن برای من روزی نمی شود . آن دو شاگرد جواب دادند ! (( تو هرروز این کار را می کنی و ما مدت ها است که گوشت شکار نخورده ایم و چون گوشت کبوتر در مدرسه یی ما تحفه بسیار خوب است . بد نیست که امروز گوشت کبوتر بخوریم و دوستان دیگر خود را نیز بخواهیم . شکارچی گفت : آخر این مرغان مال مدرسه نیست مال این دشت و بیابان است و شما هیچ حقی ندارید و ناحق مزاحم من می شوید ، اما هر چه شکارچی اصرار کرد آنها قبول نکرد وگفت یا این دو کبوتر به مابدهی ویا این که ما بد بخت غالمغال خود ادامه میدهیم . صیاد گفت : حالا برای این که من هم راضی باشم و کبوتر هم به شما حلال گردد باید در عوض دوکبوتری درسی را که شما میخواهید به من هم یاد بدهید ، و همگی با این گفته راضی شد و آن سه کبوتر هم دردام افتاد . بعد از آن که شکارچی کبوتر ها را گرفت به شاگردان گفت من به قول خود وفا می کنم این دو کبوتر مال شما و آن یکی مال من . حالا شما هم به قول خود وفا کنید ودرسی را که بر سر آن گفتگو داشتید به من یاد بدهید . آنها گفتند : ما حاضر هستیم ولی افسوس این که توبی سواد هستی ونمی توانی مثل ما درست بفهمی از این بیت که تو به صورت دوامدار درس نخواند . واگر طور مثال یک کلمه گپ را هم از ما یادبگری آن به درد تو نمی خورد . شکارچی جواب داد خوب سواد ندارم ولی این هم را هم میدانم که آدم در یک روز تمام چیز را یاد نمی گیرد علم و دانش کم کم به دست می آید و هر کلمه یی که انسان می آموزد وهردرسی که میخواند همان یک کلمه ویک درس هم روزی در زنده به کارش می آید . آن دو شاگرد گفتند : بسیار خوب آفرین بر آدم هوشیار ، حالا که این طور است گوش کن آن چیزی که ما برسرآن بحث می کردیم کلمه ( خنثی ) بود ، خنثی انسان وحیوانی که نه نر باشد و نه ماده باشد و گفتگوی ما دو شاگرد مدرسه روی همین مساله بود که یک آدم خنثی مطابق اصول مذهبی چگونه ارث می برد ؟ هنوز بحث ما ختم نگردیده بود که تو مارا خاموش ساختی . شکارچی گفت : بسیار خوب از این که همین یک کلمه خنثی رایاد گرفتم از دادن دو کبوتر راضی هستم و با هم خدا حافظی کردند و رفتند . آن روز گذشت و روز بعد شکارچی برای صید ماهی به کنار دریا رفت وتورماهیگری را در آب انداخت . و چنگکگ را گـــرفت و تا ظهر منتــظر ماند و هیچ مـــــاهی به آن چنگکگ بند نیفتاد . زمانی که خسته شده بود می خواست دست خالی برگردد ناگهان یک ( شاه ماهی ) یک ماهی خوشرنگ وزیبا که درعمرو خود مثل آن را ندیده بود درتور افتاد . از بس زیبا بود آن زنده ، زنده در ظرفی که همره خود داشت به خانه آورد . در راه آن را نگاه می کرد وباخودمی گفت قربان قدرت خداوند شوم که این ماهی را باچی زیبایی و نگهای مختلف خلق کرده است واین ماهی را در پشت گردن ، سینه و پهلو دارای ونگهای گوناگون سفید و سیاه بود که پوست آن نقره یی معلوم میشد . بال های زیر شکمش طلایی رنگ بود که انسان به تعجب می رفت . وقتی شکارچی به خانه رسید . زن خود را صدا کرد و گفت : امروز ماهی گیر نیامد و نیامد اما بیا ببین که آخر چه ماهی مقبولی به تورم افتاد که مثل عروس که به هفت قلم آرایش شده باشد . زن شکارچی انگشت تعجب به دندان گرفت واز دیدن آن ماهی زیبا فریاد شادی کشید و به شوهر گفت : من هم در عمر خود چنین ماهی زیبای ندید ام و خیف است که این ماهی به خوراک مصرف شود یا در بازار فروخته شود . خوب است این را به عنوان هدیه وتحفه به عوض مرمری که تازه در قصر پادشاه ساخته اند ببری و با این خدمت نام خود را درمیان همکاران بلند سازی . صیاد گفت : ای زن ، گل گفتی و بسیار زیبا گفتی بگیر فوری ماهی را در یک ظرف بیانداز و شکارچی به طرف قصر پادشاه روان شد . وقتی شکارچی رسید تازه در حوض آب انداخته بودند وچند ماهی زیبا در آن گشت و گذار می کرد پادشاه ووزیران مشغول بازدید ساختمان حوض بودند و ماهی ها در آن آب روی سنگها رنگارنگ حرکت می کردند . شکارچی رسید و تحفه خود را تقدیم کرد و چون آن را در آب انداختند . از تما ماهی ها زیبا تر بود . پادشاه از دیدار آن ماهی خوشحال شد و دستور داد هزار روپیه به شکارچی بدهند . یکی از نزدیکان پادشاه که وزیر حسابگربود از این جایزه بزرگ تعجب کرد و آهسته به پادشاه گفت : قربان ، صیاد با گرفتن روپیه هم خوشحال می شود واین پاداش برای آن خیلی زیاد است ، چرا زیرا که دریا پر از ماهی است وماهی گیر ها بسیار اند . اگر چه بخشش کار خوب است ، ولی اسراف به خزانه زیان می رساند و دیگران هم در طمع می افتند . پادشاه جواب داد : حالا از زیان من بر آمده به او هزار روپیه وعده کردم و در پیشروی مجلس درست نیست به قول خود وفا نکنم . وزیر بخیل و محسک جواب داد . ممکن است کاری کنیم که وعده هم خلافی شود و پول را هم تنواند بیگرد . از شکارچی می پرسیم که این ماهی ( نر) یا ( ماده ) اگر گفت از است می گویم ماده اش را بیاور وهزار روپیه خود را بگیر . زیرا او بار دیگر نمی تواند مانند این ماهی را پیدا کند . و شرمنده خواهد شد . وبعد به جای هزار روپیه ، صد روپیه برایش می دهیم و صیاد راضی و خوشحال از این جا خواهد رفت . پادشاه سکوت کرد و از صیاد پرسید : کاکا این ماهی که آورده ای نر است یا ماده شکارچی که مردی با تجربه بود از گفتگوی آهسته وزیر با پادشاه پی برده بود ناگهان حرف آن دو شاگرد که باهم بحث می کردند به خاطرش رسید و باخود گفت خوب درسی یاد گرفته ام و جواب داد : قربان این ماهی نه ماده است و نه نر است بلکه خنثی است همه حاضران از از حرف خنده افتادند . پادشاه از حاضر جوابی شکارچی خوشش آمد و فرمود : حالا که چنین جوابی داد دو هزار روپیه به صیاد بدهید . صیاد انعام و بخشش خودرا گرفت و خوش و خرم به خانه خود برگشت و باخود گفت : راست گفته اند : که یاد گرفتن هرچیزی روزی به کاری آید اگر یک کلمه هم باشد .خواننده گان عزیز ازخواندن این قصه دانستیم که انسان اگر در زنده گی خود یک کلمه هم بیاموزد به معلومات و دانش آن اضافه می گردد واز آن می تواند در حیات روزمره خود استفاده کند . |
|
بود نبود یک باغبان با ذوق و خویش سلیقه یی بود که باغی سبز و خرمی داشت که درآن باغ انواع گلهای زیبا و خوشبو را کاشته بود . هر روز هنگام صبحگاه پیش از آفتاب درچمنها و گلها قدم می زد و از بوی خوش گلها و هوای تروتازه صبحگاهی و تماشای سبزه ها لذت می برد واز بس که همیشه با گلها وسبزه ها سرو کار داشت . دوستانش او را پیرزنده دل می نامیدند . او هم عقیده داشت کسی که هرروز سحر از خواب برخیزد و چند دقیقه درهوای صاف و پر طراوت صبح درکنار گل ها وسبزه ها قدم بزند هرگز دلش پیر نمی شود . وهمیشه خوش و سرحال می باشد . پیر زنده دل درمیان گلهای بسیار که در باغ خود داشت به یک درخت گل سرخ که ازهمه گلها زیباتر و خوشبو تر بود . خیلی علاقه دشا و هروز یکه ، یکه گلهای آن را تماشاه می کرد و می بویید و می گفت : بلبلهای خق دارند که عاشق گل هستند ، زیرا گلها مایه نشاط روح است. هنگام صبح دریکی از روز ها که هنوز هوا خوب روشن نشده بود . باغبان بنابر عادت همیشگی در باغ قدم می زد تا این که به درخت گل سرخ رسید وبلبلی رادید که روی یکی از شاخه های گل نشسته و با نوک خود برگهای یکی از گلهای زیبا را پیش می کند وسر خود را در میان گل فرو می برد و چهچه می زند و آواز میخواند وخوشحال است که همنشین گل است ودر نتیجه گل سرخ پرپر می شود و می ریزد . باغبان قدری استیاد ، به آهنگ دلکش بلبل گوش داد واز تماشای خوشحالی بلبل در نزدیگی گل خوشحال شد . اما از پرپرشدن گل دلش می سوخت و چند لحظه گوشید تا بلبل حضور باغبان را حس کرد و پرواز کرد . روز بود هم وقتی درهوای تاریک صبح به آنجا رسید بازبلبل رادید که یلی ازگلها را پریشان کرده واز بوی گلی مست و غزلخوان شده ، بازهم بلبل پرواز کرد و باغبان ازاین که بلبل یکی ، یکی گلهای دوست داشته باشد ، اما گل برای تماشاه کردن و بوییدن است نه برای پرپر کردن وپریشان کردن است . و نمی شود که من زحمت می کشم و گلها را پرورش می دهم امابلبل آن را پرپر می کند روز سوم هم باز باغبان بلبل رادید که با یک گل دیگر گرم گفتگو و رازو نیاز است و برگهای آن گل هم به پای درخت فرو ریخته . دیگر باغبان از دست بلبل خشمگین شد و گفت : وقتی بلبل از آزادی سوی استفاده می کند . سزایش قفس است ، و الی را درمیان دختان گذاشت و بلبل راگرفت و او را درقفس زندانی کرد و گفت قدر آزادی را ندانستی ، حالا اینجا باش تا بدانی که پریشان کردن گلها چه معنی دارد . بلبل وقتی خود را در قفس محبوس دید اعتراض کرد به باغبان گفت : ای دوست عزیز من تو هردو دوستدار گلیم ، تو گل را پرورش می دهی و باعث خوشحالی من می شوی ومن هم پای گل آواز میخوانم و مایه دل خوشی تو می شوم و همان طور که تو آزادانه درگلستان گردش می کنی من هم می خواهم آزاد باشم ، سبب این چیست که مرا زندانی کرده ای ؟ اگر مقصد تو شنویدن آواز من است ، آشیانه من هم درگلستان تواست و شب ورز برایت نغمه سریی می کنم واگر علتی دیگری دارد هم برایم بگو تا بدانم . باغبان گفت : نغمه سرایی تو درست اما تو روز گار مرا تلخ کرده ای و چند تا گل نازنین مرا آزرده کرده ای و وقتی بی اختیار می شوی گلها را پریشان می کنی . پس سزایت همین است که در زندان قفس باشی واز گشت و گذار گلها محروم شوی واین کار جزای عمل تواست تا پند و عبرت دیگران هم باشد . بلبل جواب داد : ای آدم بی انصاف تو با حبس کردن من مرا نمی گذاری که در گلها بگردم دل مرا شکستی و جانم را آزرده ساختی وباز از مکافات عمل سخن همه میزنی . اما فکر نمی کنی که اگر مکافات عمل وجود داشته باشد گناهی تواز من کرده پیشتر است ، زیرا من راگلی را پریشان می کنم اما تو دلی را پریشان می کنی ! )) سخن بلبل در باغبان اثر کرد واز جواب او خوشش آمد و بلبل را از قفس آزاد کرد بلبل از آن که آزاد شد . رفت روی شاخه یی گل نشست و به باغبان گفت : حالا که در حق من نیگویی کردی من هم به تونیکی می کنم ای باغبان در زیر همین زمین که بالایش ایستاده هستی یک کوزه طلا پنهان است . برو بلبل را بگیر وزمین را بکاو همان بود که باغبان زمین را کند سخن بلبل راست بود به او گفت : خیلی تعجب می کنم که تو کوزه طلا را درزیر خاک می بینی اما چطور دانی که من برای تو گذاشته بودم ندیدی ودر آن بلبل گرفتار شدی ؟ بلبل جواب داد بلی اعلتش دو چیز است یکی این که هر قدر کسی بینا و دانا باشد . کاهی تصادف روز گار که نامش را قضاو قدر )) می گذارند او را گرفتار کند . دیگر این که چون دوستدار گوزه کلا نیستم آن را می بینم می گذارم ، اما چون دوستدار گل هستم درهوای عشق گل دیده وگوش و هوش خودرا از دست دادم و درمیان دخت گل به دام افتادم و همه چیز وقتی از اندازه زیاد شد سبب زنج است ،حتی دوستی زیاد . بلبل این راگفت وباز به سراغ گلها پرواز کرد . اطفال عزیز ازاین قصه دانستیم که جواب خوب قانع کننده بلبل او را از عذاب نجات داد وهم در مقابل نیکی باغبان هم نیکی خودرا ادا کرد . پس عمل و کردار نیک خداوند (ج) پاداش و مکافات آن را برای انسان می دهد . |
|
بسیاری از افراد ادعا می کنند که برای انتخاب همسر، پول یا ظاهر همه چیز نیست؛ اما طبق یک تحقیق و بررسی بین المللی، زمانی که در موقعیت انتخاب قرار می گیرند، مردان به دنبال زیبایی می روند و زنان ثروت و امنیت را برمی گزینند. پیتر تود،دانشمند دانشگاه ایندیا آمریکا به همراه همکاران خود از آلمان، انگلستان و اسکاتلند، با برگزاری یک سری جلسات قرارهای عاشقانه در آلمان، سعی کردند تا بررسی کنند که افراد در انتخاب همسر، واقعا به دنبال چه چیزی هستند. تودگفت:« با وجود اینکه اشخاص به خودشان مباهات می کنند که در حد بالایی رشد و ترقی کرده اند، اما بیشتر آنها هنگام گزینش همسر، هنوز هم مانند انسان های اولیه سنتی رفتار می کنند. تئوری های تکاملی روانشناسی نشان می دهد که مردان و زنان باید ویژگی های متفاوتی را در یکدیگر جستجو کنند.» این تحقیق که هفته گذشته در آکادمی ملی علوم منتشر شد، بر اساس جلسات قرارهای عشقی بود که در آن مردان و زنان با بیش از 30 نفر مختلف، یک قرار کوتاه بین 3 تا 5 دقیقه داشتند. پس از هر قرار، هر مرد و زن بر روی مربع روی یک کارت علامت می زدند که آیا تمایل دارند که آن فرد را دوباره ملاقات کنند یا نه. قبل از برگزاری این جلسات، از 46 فرد بزرگسال خواسته شد تا پرسشنامه ای را پر کنند تا خودشان و همسر ایده آل خود را بر طبق ویژگی هایی همانند جذابیت و زیبایی، موقعیت مالی، سلامتی و وضعیت خانوادگی ارزیابی و مشخص کنند. تود گفت که شرکت کنندگان اظهار کرده بودند که دوست دارند تا کسی مشابه خودشان بیابند، یک پاسخ قابل قبول اجتماعی. اما هنگامی که جلسات قرار آغاز شد، مردان به دنبال زنان زیباترو جذاب تر رفتند و زنان به سمت ثروت و امنیت مادی جذب شدند. البته مردان به اندازه زنان مشکل پسند و سخت گیر نبودند. به طور متوسط، مردان می خواستند که 50 درصد از این زنان را دوبار ببینند، در حالی که زنان تمایل داشتند که تنها یک سوم مردان را دوباره ملاقات کنند. |
|
This is a true story from the Japanese Embassy in the US A few years ago, Japanese Prime Minister Mori was given some basic English conversation training before he visits Washington and meets President Bill Clinton |
|
پــــــــیدایش جـــــــامعه مــــــــلل وسازمـــــــــان ملل متـــــحد
قبل از شروع به بیان پیدایش جامعه ملل و سازمان امنیت ، لازم است یک مسله مهم اجتماعی را بطور اجمال بررسی کنیم و آن اینست. همانطوری که قضاوت عقل سلیم و تجربه طولانی تاریخ ثابت نموده که برای اداره کردن افراد یک جامعه ، یک قدرت اندیشمند و سالم بنام حکومت لازم و ضروری می باشد ، تا آن قدرت که از خود جامعه بوجود می آید، جلو تصادمات و اختلاف و طغیان های جمعی و فردی را بگیرد، این ضرورت برای همه جوامع موجود در روی زمین هم محسوس می باشد و متفکرین و دانشمندان و سیاستمداران کشورهای مختلف را ملزم می کنند که هر گونه تعصب نژادی و قومی و منافع شخصی را کنار گذارده ، برای کنترل همه دولتها و حکومت های موجود در روی زمین، حکومتی بوجود بیاورند که با منتهای قدرت وظایف مشروحه زیر را انجام دهد: 1- ناظر و مراقب اعمال حکومت های مختلف با یکدیگر باشد. 2- نظارت کند که حکومت و نظام هر جامعه موافق با رای اکثریت افراد آن جامعه باشد، نه اینکه فرصت طلبی بنام نهضت و یا کودتا علیه دولت آن جامعه اقدام نماید و حکومت خود را به جامعه تحمیل کند. 3- اگر دولت و یا دولتهایی خواسته اند با استفاده از قدرت مالی و سیاسی خود به جامعه دیگری تعدی و تجاوز کنند، با قدرت و شدت جلو آنها را بگیرد. 4- اگر دولتی بخواهد با اعزام خرابکار و جاسوس امنیت کشوری را مختل کند، بسرعت جلو این اعمال را بگیرند. 5- جوامع را از لحاظ اقتصادی و مسایل اجتماعی با هم تلفیق دهند. 6- کشورهای ثروتمند را وادار کند، سرمایه های خود را در جوامع فقیر بکار بیاندازد تاهم از نیروی آنها استفاده کنند و هم جلو فقر و گرسنگی آنها را بگیرند. آیا برای بشریت ننگ نیست که جوامعی در رفأ و آسایش باشد ، و حتی سرمایه های خود در امور غیر انسانی مصرف کنند ، ولی انسانهای دیگر در جوامع فقیر ازگرسنگی ، فقر و عدم بهداشت روزانه صدها نفر به آغوش عفریت مرگ بروند. نا سلامتی ما انسانها خلیفه و جانشین خداوند در روی زمین هستیم . اینست معنای خلیفه و جانشین بودن، که قدرتمندنان به ضعفا زور بگویند؟ بهر حال اینها وظایفی بود که انسانیت به گردن انسانها بار می کند و باید از عهده آ نها بر آیند. حال برویم به سراغ بقیه مطلب: 1- جامعه ملل بر حسب حکایت تاریخ ، با وجودی که در اواخر قرن 19 و اوایل قرن بیستم ، بر اثر کوشش و تلاش زمامداران انسان دوست کشورهای بزرگ و تشکیل کنفرانس های صلح و ظهور نهضت های صلح طلب در میان مردم جهان ، تا حدودی موحبات امیدواری عمومی به تامین امنیت و صلح بین المللی فراهم شده بود، معهذا به سبب دسته بندی های سیاسی دولت های اروپایی صلح دایمی تحقق پیدا نکرد. و جنگ جهانی اول در سال 1914 با اعلان جنگ اتریش به صربستان شروع شد. و پس از چهار سال کشتار و خونریزی و ویرانی سرانجام در نوامبر سال 1918 م، به پیروزی ملل متفق یعنی فرانسه، انگلستان، کشورهای متحده آمریکا، ایتالیا، جاپان و سایر یاران آنها پایان یافت . متفقین پس ازاین پیروزی در 17 جنوری 1919 م، در پاریس مجمعی به ریاست کلمانسو نخست وزیر فرانسه برای تهیه و ینظیم معاهده صلح تشکیل دادند، در این مجمع نمایندگان 23 دولت مختلف حضور یافتند که از آن جمله ویلسن رییس جمهور آمریکا (21- 1913 م) ، لوید جرج نخست وزیر بریتانیا ( از1916-1922 م) بودند. ویلسن چهارده مسله مهم سیاسی را که به تصور او اساس صلح بودند و در چهارده ماده به کنگره آمریکا ابلاغ کرده بود، به نمایندگان حاضر در انجمن صلح پیشنهاد کرد تا با اجرای مفاد آن صلح و آرامش در میان دول روی زمین تضمین شود ، ویلسن در ماده چهاردهم پیشنهاد خود ، تشکیل مجمع اتفاق عمومی بین المللی را برای تضمین استقلال سیاسی و اراضی دولت های و کوچک و بزرگ جهان عنوان کرده بود. سرانجام با ابتکار اوو تصویب سایر دول ، جامعه ملل که نخستین سازمان سیاسی دنیا ست با شرکت و عضویت عده ی زیادی از دولت های جهان ، اعم از دول فاتح، بی طرف، مغلوب و نظاره گر جهان که بعدا بتدریج وارد جامعه ملل شدند در ژنو تشکیل شد و از 10 جنوری 1920 شروع به کار کرد. گرچه جامعه ملل در سال های نخست حیات خود، برای ترویج و اشاعه روح صلح خواهی و جلوگیری از جنگ و اختلاف کوشش فراوان نمود، اما آنطوری که باید نتوانست انتظارات دول صلح طلب را بر آورده سازد، و بخصوص در موضوع خلع صلاح که مهمترین عامل ایجاد آرامش و جلوگیری از جنگ می باشد توفیقی حاصل نکرد . سرانجام دولتها برخلاف تعهد و شرف انسانی خود، بار دیگر شروع به دسته بندی های سیاسی کردند، در نتیجه دول مغلوب بخصوص آلمان که از تحمیل مفاد عهد نامه های صلح ناراضی بود، بتدریج از اجرای مقررات عهد نامه ها خود داری کرده و مخفیانه شروع به تهیه اسلحه و تربیت افراد نظامی نمود و در سال 1933، از جامعه ملل خارج شد. کمی قبل از این تاریخ، جاپان نیز جامعه ملل را ترک گفت و در قاره آسیا شروع به تعدی و تجاوزات نمود و به تجاوز خود،َ در منچوری و چین ادامه داد. بدین ترتیب این دو دولت که از دولت های بزرگ و مقتدر آن زمان بودند، ضربه مهلکی بر پیکر جامعه ی ملل وارد آوردند. جامعه ملل از آن به بعد ضعیف شد. دیری نپایید که ارتش ایتالیا به دستور موسولینی نخست وزیر این کشور به حبشه حمله کرد. گر چه این کشور پیش از تسخیر حبشه از طرف جامعه ملل محکوم به مجازات های اقتصادی شد ولی فایده نداد و آن کشور از عضویت جامعه ملل استعفا کرد. در دسامبر 1939، کشور اتحاد جماهیر شوروی هم به علت حمله به فنلاند، از جامعه ملل اخراج شد. آلمان و ایتالیا و جاپان چون راه خود را برای مجازات خویش هموار دیدند، اصول و قواعد بین المللی را زیر پا گذاشتند. سر انجام هتلر بوسیله حمله به لهستان آتش جنگ خانمانسوز جهانی دوم را در سپتامبر1939 ، شعله ور ساخت. و جامعه ملل قدرت و اعتبار خود را از دست داد. United Nation2- سازمان ملل متحد جنگ دوم جهانی در اثر مسامحه و غفلت دولت های صلح طلب ، با حمله آلمان به لهستان در سپتامبر 1939 میلادی شروع شد. چون دولت های فرانسه و انگلیس با لهستان قرادادی داشتند که هرگاه آن کشور از جانب دولتی مورد تجاوز واقع شد، به کمک لهستان علیه قوای مهاجم وارد پیکار شوند، لذا به دولت آلمان اعلان جنگ دادند. - مرحله اول فتح و پیروزی آلمان و متحدینش. - مرحله دوم که بعد از سه سال تحقق یافت ، دول متفق بتدریج آلمان و متحدینش او را از سرزمین های اشغالی بیرون کردند و تا تسلیم بلا شرط آلمان پیروزی خود را ادامه دادند. در کشاکش نخستین مرحله جنگ که در همه جبهه ها پیروزی با دولت آلمان و متحدینش بود، نمایندگان دولت هایی که به انگلستان پناهنده شده بودند، در قصر سنت جیمس این بیانیه را صادر نمودند: (یگانه اساس صلج با دوام ، همکاری ملل آزاد عالم است ، در دنیای که ترس تعرض در آن نباشد و مردم به جان و مال خود مطمین باشند، زندگی لذت دارد و ما در این جا جمع شده ایم که این هدف را در زمان جنگ و صلح تامین کنیم). منشور آتلانتیک: سه ماه پس از صدور بیانیه لندن ، روزولت رییس جمهور آمریکاو چرچیل نخست وزیر انگلستان ، در یک ناوجنگی موسوم به (پرنس آوولز) در اقیانوس اطلس با یکدیگر ملاقات کردند و مسایل جهانی را مورد بحث قرار دادند. و منشوری را که شامل 8 ماده است و بنام منشور آتلانتیک معروف شده ، امضا کردند. همین منشور ، اساسنامه سازمان ملل متحد می باشد، که پس از پایان جنگ دوم در سال 1945 م، بیش از 50 کشور جهان نمایندگان خود را به سانفرانسیسکو فرستادند، تااینکه پس از بررسی و شور فراوان سازمان ملل متحد را که در زمینه های صلح ، فرهنگی ، اجتماعی و حل اختلافات میان کشور ها شرکت و فعالیت خواهد کرد ، بوجود آوردند . و روز 24 اکتوبر در سراسر جهان روز (ملل متحد) نامیده ش که همه ساله بدین مناسبت جشن ها بر پا می شود. اکنون بیش از150 کشور جهان عضو سازمان متحد هستند و هر یک از اعضأ ملزم به رعایت و اجرای مواد شش گانه ذیل می باشند: 1- انجام تعهدات که منشور سازمان ملل متحد مقرر داشته است. 2- حل کلیه اختلافات با سایر ملل بوسیله صلح آمیز ، به عهد سازمان ملل متحد است. 3- همکاری در حل مشکلات اقتصادی و اجتماعی و سایر معضلات بشری. 4- همکاری در تشکیل دادن پلیس بین المللی و فعالیت های پلیس بین برای جلو گیری از جنگ یا متوقف نمودن آن در صورت وقوع در هر نقطه ای از جهان. 5- ندادن کمک به کشور متجاوز. 6- خوداری از تهدید و یا بکار بردن زور در روابط با ملل دیگر. 3- ارگان سازمان ملل متحد عبارتند از: General Assembly1- مجمع عمومی رکن اصلی سازمان ملل متحد است که در آن تمام دولت های عضو، نماینده دارند، و سالی یکبار تشکیل می شوند. مجمع عمومی حق دارد، دوبار تمام مطالبی که در چهار چوب منشور ملل متحد قرار بگیرد. بحث و توصیه های به دولت های عضو بکند. و حق دارد که قدرت ووظایف سایر ارکان را معین سازد. کلیه ارگان سازمان ملل متحد ، از جمله شورای امنیت گزارش های سالیانه خود را برای ملاحظه به مجمع عمومی تقدیم می دارند. مجمع عمومی ، ده عضو غیر دایمی شورای امنیت و همه اعضای شورای اقتصادی و اجتماعی و عده ای از اعضای شورای قیمومیت را انتخاب می کند. قبول عضویت اعضای جدید سازمان ملل متحد و همچنین تعیین دبیر کل سازمان نیز از وظایف مجمع عمومی می باشد. هر دولت عضو در مجمع عمومی ممکن است پنج نماینده هم بفرستند. ولی در هر اجلاسیه فقط دارای یک رای خواهد بود. Security Council 2- شورای امنیت این شورا حفظ صلح جهان را بر عهده دارد، و می تواند برای تحقق ان هدف اوامری به کشور های عضو صادر کند. عده از اعضای شورای امنیت پانزده نفر هستند.پنج عضو آن دایمی و ده عضو دیگر را غیر دایمی هستند، مجمع عمومی برای یک دوره دوساله انتخاب می کند پنج عضو دایمی شورای امنیت، نمایندگان کشور های انگلستان، فرانسه ، آمریکاو جمهوری خلق چین هستند که در این شورا حق و تو دارند.و همچنین بدون موافقت هر کدام آنها تصمیمات شورا معتبر نخواهد بود. هر عضو شورای امنیت دارای یک رای می باشد. و تصمیم در باره هر موضوعی با 9 رای اعضای آ ن که شامل 5 رای موافق اعضا دایمی باشد گرفته می شود. محل شورای امنیت در نیویارک است، اما اگر شورا تصمیم بگیرد، می تواند جلسات خود را در محلی غیر از مقر سازمان ملل تشکیل دهد. در صورت و قوع تهدید علیه صلح بین المللی یا نقض آن از طرف دولت ها، شورای امنیت اختیار داردکه تدابیر اجرای برای اعادۀ صلح و امنیت بین المللی اتخاذ کند. این تدابیر شامل قطع روابط اقتصادی و سیاسی و استفاده از نیرو های هوایی و زمینی و دریایی که دولت های عضو در اختیار شورا می گذارد ، می شود. Economic and Social Council 3- شورای اقتصادی و اجتماعی این شوراست که کارهای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل متحد را هدایت و تنظیم می کند. وظایف این شورا عبارتند از: 1- برنامه ریزی برای توسعه اقتصادی. 2- کمک های فنی و مالی به کشور های در حال توسعه. 3- بهبود آموزش و پرورش. 4- کمک به کودکان جهان. 5- جلوگیری از تبعیض نژادی. 6- حمایت از پناهندگان بین المللی. عده از اعضای این شورا سابقا 18 نفر بود، ولی در اوت 1956 به 27 نفر افزایش یافت. هر سال 9 عضو آن توسط مجمع عمومی برای مدت سه سال انتخاب می شوند، تعداد دوره های اجلاس شورا معمولا دو دوره در سال می باشد. یکی از وظایف مهم این شورا ، ایجاد ارتباط بین سازمان ملل متحد و کارگزاری هایی مانند: سازمان بین المللی کار، سازمان خواربار و کشاورزی جهانی میباشد. نمایندگان این کار گزاری ها بدون داشتن حق رای در جلسات شورا شرکت می کنند. این شورا دارای کمیسیون های متعددی است از قبیل :کمیسیون حقوق بشر، کمیسیون مقام زن، کمیسیون منع تبعیض و حمایت از اقلیت ها. این شورا دارای چهار کمیسیون اصلی بنام: کمیسیون اقتصادی اروپا، کمیسیون اقتصادی آمریکای لاتین، کمیسیون اقتصادی افریقا و کمیسیون اقتصادی آسیا و خاور دور ( اکافه) می باشد. مهمترین وظیفه اکافه ، توسعه امر تولید و بازرگانی در منطقه است که از پاکستان تا چاپان امتداد دارد. Trustees Hip Council 4- شورای قیمومیت این شورا به شرایط سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی سرزمین هایی که تحت قیمومیت هستند، رسیدگی می کند و همواره سعی دارد که اهالی سرزمین های تحت قیمومیت را در ادارۀ امور خودشان شریک و سهیم گرداند. شورای قیمومیت 27 عضو دارد که اعضای آن مرکب از سه دسته اند: 1- نماینده کشور های عضو که سرزمین های تحت قیمومیت را اداره می کنند. 2- آن عده از اعضای دایمی شورای امنیت که اداره سرزمین تحت قیمومیت را عهده دار نیستند. 3- آن عده اعضای که توسط مجمع عمومی برای یک دورۀ سه ساله انتخاب می شوند. International Court of Justice 5- دیوان بین المللی داد گستری رکن قضایی سازمان ملل متحد ، دیوان دادگستری لاهه است . همه اعضای ملل متحد بطور طبیعی اساسنامه دیوان را قبول دارند. و هر کدام از اعضای ملل متحد متعهد است در هر دعوایی که به این دیوان ارجاع می کنند، از تصمیم و رای دیوان تبعیت نمایند. هر طرف دعوا از انجام تعهداتی که بر حسب رای دیوان به عهده او گذارده شده تخلف کند ، طرف دیگر دعوا می تواند به شورای امنیت مراجعه کند و شورای مزبور هم در صورتی که لازم می داند با توصیه هایی به آن طرف می کند با برای اجرای مفاد دارای تصمیم برای اقدام عملی بگیرد. این دیوان دارای 15 نفر قاضی است که با رای جداگانۀ شورای امنیت و مجمع عمومی ، به مدت 9 سال انتخاب می شوند. قضات انتخاب شده نماینده دولت خاصی نیستند بلکه حقوقدانان عالی مقامی هستند که به اعتبار شخصیت علمی و اخلاقی خودشان تعیین شده اند. محمع عمومی و شورای امنیت می توانند در بارۀ هر مسله حقوقی از این دیوان در خواست نظر مشورتی بکنند. ازگانها دیگر سازمان ملل متحد و موسسات تخصصی نیز با کسب اجاره از مجمع عمومی نظر دادگاه در مورد مسایل حقوقی مربوط به فعالیتشان تخواهند. Secretariat 6- دبیر خانه وظایف اداری سازمان ملل متحد توسط این دبیر خانه انجام می شود که در تمام مدت سال بکار مشغولند. در این راس دبیر خانه دبیر کل قرار دارد که برحسب توصیه شورای امنیت توسط مجمع عمومی برای مدت پنج سال تعیین می گردد، دبیر کل عالی ترین مقام اداری سازمان ملل می باشد و می تواند در تمام جلسات مجمع عمومی ، شورای اقتصادی و اجتماعی و شورای قیمومیت شرکت و انجام وظیفه کند. دبیر کل می تواند، نظر شورای امنیت را به هر موضوعی که بنام به عقیدۀ او ممکن است حفظ صلح و امنیت بین المللی را تهدید نماید، جلب کند. دبیر کل و کارمندان ملل متحد در انجام وظایف خود از هیچ دولت و یا سازمان خارج کسب دستور نمی کنند، چون آنها فقط در مقابل سازمان ملل متحد مسول هستند. کارمندان دبیر کل خانه هم برطبق مقرراتی که توسط مجمع عمومی وضع شده بوسیله دبیرکل انتخاب می شوند. نخستین دبیر کل ، تریکولی از نروژ بود که از سال 1946 تا سال 1953 برای یک دوره پنج ساله انتخاب شد.بعد هم به مدت سه سال به خدمت خود ادامه داد و در 1957 استعفا کرد. پس از وی داگ هامر شولد از سوید (سال 1962- 1957 م) بود که پس از پایان دوره اول خدمت پنج ساله دوباره انتخاب شد. ولی در سال 1965 در اثر یک سانحه هوایی در گذشت و بعد از او اوتانت (1965- 1972 م) از برمه به سمت کفالت دبیر کل سازمان ملل متحد انتخاب شد. و پس از پایان مدت کفالت به سمت دبیر کل انتخاب گشت. لیکن به سبب عدم کامیابی در استقرار صلح بین المللی استعفا داد و جای او را ، کورت والدهم اتریشی گرفت. |
|
در روزگار قديم، پادشاهي زندگي مي کرد که در سرزمين خود همه چيز داشت: جاه و مقام، مال و ثروت، تاج و تخت و همسر و فرزندان. تنها چيزي که نداشت خوشبختي بود و با اين که پادشاه کشور بزرگي بود به هيچ وجه احساس خوشبختي نمي کرد. و لبخند مي زد.
|
|
روزي پادشاهي سالخورده که دو پسرش را در جنگ با دشمن از دست داده بود، تصميم گرفت براي خود جانشيني انتخاب کند. |
|
زني از خانه بيرون آمد و سه پيرمرد را با ريش هاي بلند جلوي در ديد. |
|
در جزيره اي زيبا تمام حواس، زندگي مي کردند: شادي، غم، غرور، عشق و ...
|
|
کریستین چوبوک تا کنون تنها گزارشگری است که درهنگام پخش زنده تلویزیونی دست به انتحار زد. وی در سال 1974 در هشتمین دقیقه از زمان پخش تلویزیونی تپانچه ای را در آورد و به مغز خود شلیک کرد. البته او مرد! |
|
ریچلت خیاط مشهور فرانسوی می خواست آخرین اکتشاف عمرش با عنوان پالتوی پرنده را از بالای برج ایفل تست کند اما نمی دانست که پالتو پرواز نمی کند! |
|
شاعر چینی قرن 8 میلادی، لی پو به کنار رود یانگ تسه رفت. وی با دیدن تصویر ماه در رود یانگ تسه خواست آنرا در آغوش بگیرد. لی پو بخاطر خفگی در رودخانه جان داد! |
|
هانس اشتاینگر استرالیایی بخاطر ریش 1.4 متری اش مشهور بود. اشتاینگر در سال 1567 برای کمک به افرادی که گرفتار آتش سوزی شده بودند رفت. در این اثنا پایش به ریشهای درازش گیر کرد و افتاد. وی بخاطر شکستگی گردن مرد! |
|
Yesterday is a canceled check Tomorrow is a promissory note Today is the only cash you have, so spend it wisely The eagle has the longest life-span of its' species It can live up to 70 years But to reach this age, the eagle must make a hard decision In its' 40's Its' long and flexible talons can no longer grab prey which serves as food Its' long and sharp beak becomes bent The process requires that the eagle fly to a mountain top and sit on its' nest There the eagle knocks its' beak against a rock until it plucks it out After plucking it out, the eagle will wait for a new beak to grow back and then it will pluck out its' talons When its' new talons grow back, the eagle starts plucking its' old-aged feathers And after five months, the eagle takes its' famous flight of rebirth and lives for
|
|
ليكوال: شماليوال، كابل ١٥ / ١١ / ١٣٨٦ هـ ل | 2008-02-04 13:37:00 م هر څوك د بيان ازادي نوم اخلي خو ډېرى نه پوهېږي چې د بيان ازادي يانې څه؟ هره ټولنه د ژوند تېرولو لپاره اصول او قوانين لري خو دا چې افغانستان يو اسلامي جمهوري ملك دى، په سلو كې يې ۹۹ اوسېدونكي مسلمانان دي نو د ژوند د تېرولو اصول او قوانين يې مالوم دي. اسلام ددې خاورې اوسېدونكو د خپل مذهب په نوم منلى او همدا يې د ژوند اصل ګڼلى دى. ددې تر څنګ يې هغه قوانين چې د اسلام سره ټكر ونلري هم تايد كړي او په نړيواله كچه ترې كار اخلي.
پروېز كامبخش څوك دى؟ سيد پرويز كامبخش د سرپل ولايت اوسېدنكى، څه كم پنځه ويشت كاله عمر لري او د بلخ پوهنتون د ژورناليزم پوهنځي د درېيم كال محصل دى. نوموړى په مزارشريف كې د خپل ورور سيد يعقوب ابراهيمي ( د صبح بخير او د جنګ و سولې خبريال) سره په دفتر كې اوسېده.
د ليكنې په هكله:
خپره شوې ليكنه د (( ايات زن ستيزى در قران ( تازينامه) )) تر سرليك لاندې چې (( س پ ك )) يې څېړونكى ليكل شوى د قران كريم په هغو اياتونو چې دحضرت محمد صلى الله عليه وسلم په اړه او د ښځې په هكله راغلي دي، كره كتنه شوې ده .
(( اسلام به عنوان دين ظهور كرد و محمد ناجى اين دين براى مدنى ساختن اعراب خود را پيغمبر اسمانى خواند و هر چه كه داشت و هر چه كه ميخواست انجام بدهد، انجام داد. تا اينكه انسان كشت، زنا كرد، دزدى نمود، راه را براى عبور كاروانها ګرفت، تمدن بشرى را از بين برد... )) نعوذ بالله
د بلخ د لومړنۍ محكمې ريس شمس الرحمان مومند وايي چې دغه پرېګراف يو له هغو پرېګرافونو څخه دى چې پروېز په دې ليكنه ورزيات كړى دى.
(( در اسلام يك مرد ميتوانند تا چهار زن رسمى داشته باشد، از نظر شيعه ميتواند تعدادى بيشمارى زن را صيغه كند و زنان بيشمارى را نيز به بردګى بګيرد. اما زن تنها ميتوانند با يك مرد ازدواج كنند و اين نابرابرى در تضاد با اصل يكم اعلاميه جهانشمول حقوق بشر سازمان ملل متحد است. مسله عدالت در اينجا نبايد با برابرى اشتباه ګرفته شود. پيامبر اسلام خود بطور برابر با زنانش برخورد نمى كرده است و زنانش از بى عدالتى او شكايت داشته اند. برخى از اسلامګرايان ميګويند اين نابرابرى به اين دليل است كه اګر زنى چند شوهر داشته باشد معلوم نخواهد شد كدام شوهر پدر فرزندى است، اما وقتى كه براى اين اسلامګرايان توضيح داده ميشود كه اكنون ميتوان با ازمايشهاى ژنتيكى پدر يك فرزند را تشخيص داد، اين اسلامګرايان از اجازه دادن به همسرانشان براى ازدواج با چند مرد ديګر طفره ميروند. )) زه نه غواړم په دې ليكنه وغږېږم خو هغه خلك چې ډېرى يې ژورناليستان دي، دپروېز د خلاصون او د هغه د بېګنا توب په نوم ليكنې كوي پخپله سوچ وكړي چې داسې يو كس سره بايد نور څه ډول قانوني چلند شوى واى!؟
د ليكنې د خپرېدو په هكله:
د بلخ پوهنتون د ځينو محصيلينو له خولې سيد پروېز كامبخش تقريبا څلور مياشتې وړاندې دغه ليكنه له انټرنېټ څه راخيستې او وروسته له څه زياتونو يې په خپل ټولګي كې د سمنيار په ډول وړاندې كړې ده چې د ځينو استادانو او محصيلينو له غبرګونونو سره مخ شوى.
پروېز كامبخش څنګه ونيول شو!؟
د بلخ پوهنتون ځينې محصلين دومره غصه شوي وو چې هره ورځ به يې د دې ليكنې او پروېز په هكله سره ناسته كوله او همدا وه چې خبره پټه پاتې نشوه د بلخ د ملي امنيت رياست ته خبر ورسېد او پروېز د همدې رياست لخوا ونيول شو.
ددغې مسلې په هكله د مزارشريف د رسنيو چپ پاتې كېدل:
د مزارشريف رسنۍ او د هغو رسنيو خبريالان چې په دغه ښار كې كار كوي د محصيلينو تر لاريون پورې چپ پاتې شول.
ايا پروېز كامبخش ژورنالست و!؟
د پروېز ورور سيد يعقوب ابراهمي د مزارشريف يو له فعالو خبريالانو څخه دى، ده د ځينو نورو خبريالانو په مرسته پروېز په دغه ښار كې د خپرېدونكې ورځپاڼې (( جهان نو)) خبريال ونوماوه.
د بلخ په څارنوالي كې د پروېز مسله: د بلخ څارنوالي په دغه مسله باندې تر خپله وسه قانوني كار وكړ او دا يې په ثبوت ورسوله چې پروېز دغه ليكنه له انټرنېټه راخيستې، زياتونه يې پرې كړې او په بلخ پوهنتون كې يې وېشلې ده.
د بلخ د لومړنۍ محكمې پرېكړه: څارونوالي د خپلې دندې د پر ځاى كولو څخه وروسته د پروېز مسله لومړنۍ محكمې ته وسپارله. د بلخ لومړنۍ محكمې د ۱۳۸۶ د سلواغې په دويمه نېټه له ماسپښينه وروسته د سيد پروېز كامبخش د اعدام حكم وركړ.
ايا شوې محكمه غير علني وه: د محكمې له فيصلې وروسته ډېرى رسنيو او د ژورناليستانو ټولنو ويل چې محكمه غير علني تر سره شوې ده او پروېز ته د فاع كولو وخت هم نه دى وركړل شوى، خو اصليت داسې نه دى د محكمې ريس بار بار رسنيو ته دا خبره ښكاره كړې وه چې هره محكمه همداسې ترسره كېږي، دوى د فيصلې پر وخت جار نه وهي او نه هم مطبوعاتو ته خبر وركوي خو كه څوك راځي نو مخه يې نه نيول كېږي. هغه دا هم ويلي و چې دوى خو له دې مخكې هم ډېرې فيصلې كړې دي او د اعدام حكمونه يې وركړي دي نو هغه وخت ولې هېڅ خبريال دا خبره نه كوله چې محكمه غير علني تر سره شوې ده.
http://www.tolafghan.com/home/detail/9246 |
|
1 DON'T SLEEP WITH WATCH DON'T SLEEP WITH BRA DON'T SLEEP WITH PHONE Scientists have proved that electrical items including 4 DON'T SLEEP WITH MAKE UP Sleeping with make up will cause the skin to have Lastly 5 DON'T SLEEP WITH OTHERS' WIFE / HUSBAND |
|
Successful men keep moving they make mistakes but they don’t quit
Failure is success if we can learn from it
You must be single minded drive for the one thing on which you have decided
our thoughts and imaginations are the only real limits to our possibilities
As I grow older I pay les attention to what men say I just watch what they do
The measure of a man the way he bears up under misfortune
You can do what you think you can do and you cannot do what you think you cannot do
Mistakes are stepping stones to success
I never did a day’s work in my life it was all fun
a hero is one who hangs on one minute longer
Success is the one of small efforts repeated day in and day out
What a man dose tells us what he is
There’s only one way to fail and that’s to quit
An optimist sees an opportunity in every calamity in every opportunity
The harder you work the harder it is to surrender
Expect victory and you make victory
The successful man will profit from his mistakes and try again in a different way
The secret of getting ahead is getting started
To win you have got to stay in the game
If you want a thing done well, do it yourself
In the end the only people who fall are those who do not try
Success is a state of mind if you want success start thinking of yourself as a success
Great works are performed not by strength but perseverance
The more you love what you are doing the more successful it will be for you
Nothing can add more power to you life than concentrating all of your energies on a limited set of targets
Failure is only the opportunity to more intelligently begin again
|
|
اگر مجسمه سواركار با اسپي را ديديد و دو پاي اسپ بر هوا بود ، يعني آن فرد در جنگ كشته شده ، اگر يك پاي اسپ بر هوا بود ، يعني آن فرد در جنگ زخمي شده ، اگر چهارپاي اسپ درزمين بود ، يعني آن فرد به مرگ طبيعي مرده است. If a statue of a person in the park on a horse has both front legs in the air, the person died in battle. If the horse has one front leg in the air, the person died as a result of wounds received in battle. If the horse has all four legs on the ground, the person died of natural causes |
|
Do we truly know the causes to these illnesses |
|
نوبل، آلفردبرنادر (1833- 1896- م) مهندس و شیمیدان سویدی درسال 1833 در شهر استکهلم در خانواده ای تهیدست زاده شد. پدر وی (اما نویل) که مخترع بود، نوعی مین دریایی اختراع کرده بود که امتیاز آن توسط روسیه خریداری و موجب شد که خانواده نوبل در سال 1842 به شهر پترزبورگ (لنینگراد) نقل مکان کند. پس از مدتی پدر آلفرد به سوید بازگشت ووی را برای ادامه تحصیل به آمریکا فرستاد. او پس از چهار سال از امریکا بازگشت و به شهر پترزبورگ رفت و در آنجا به تحصیل و کار آموزی در رشته مهندسی پرداخت . در سال 1859 به سوید بازگشت و در آنجا یک کارگاه جهت پژوهش در فرآوردهای شیمیایی بر پا کرده و کارهای سوبررو را پیگیری کرد. (یادآوری می شود که سوبررو در سال 1847، گلیسیرین را به مخلوطی از اسید سولفوریک و اسید نیتریک افزوده و تری نیتروگلیسرین را تهیه کرد و به خاصیت انفجاری آن پی برد ولی از ترس ، برای تهیه انبوه و کاربرد آن ، اقدامی به عمل نیاورد). نوبل متوجه اهمیت خاصیت انفجاری تری نیتروگلیسرین و کاربردهای ویژه آن شد و آنرا به صورت یک فرآورده بازرگانی برای مصارف عام المنفعه ارایه داد. در سال 1864 بر اثر انفجار کارگاه یکی از برادرانش کشته شد. با.جود مخالفت دولت کارگاه دیگری تاسیس کرد. در سال 1870 موثرترین نوع دینامت (یعنی دینامیت ژلاتینه که از حرارت دادن مخلوط 6 تا 88 در صد کلودیم و تری نیتروگلیسرین تا دمای 50 درجه به صورت خمیری در ظرف مسی حاصل می شود) را اختراع کرد (قابل توجه است که بالغ بر 100 اختراع به ثبت رسانید که عمدتآ به مواد منفجره مربوط بود). چندی بعد به اتفاق دو برادرش شرکتی تاسیس کرد و امتیاز نفت باکو را به دست آورد. از این راه ثروت سرشاری فراهم آورد. سپس به شهر سان رمو در ایتالیا رفت و آزمایشگاه بزرگی تاسیس کرد و سرانجام در روز دهم ماه دسامبر سال 1896 در همان شهردرگذشت. وی علت شکستی که در اولین تجربه زناشویی با آن روبه رو شده بود. برای همیشه مجرد زندگی کرد. اندیشمندی انسان دوست و سخاوتمند بود. از گفته های اوست که " سیر کردن شکم زندگان را بر مزار با شکوه ترجیح می دهم". او دینامیت را به منظور مصارف عام المنفعه (راه سازی ، ایجاد تونل، استخراج معادن و غیره) ابداع کرده بود ولی بعد متوجه شد که برخی از متخصصین نا آگاه جهت ارضای امیال غیر انسانی سرد مداران جامعه استفاده می کنند. از اینرو ، دچار عذاب وجدان شد و از اینکه اختراع وی وسیله برای کشتار و خانمان براندازی شده است، احساس شرمساری کرد. از اینرو به فکر افتاد که برای پرداختن کفاره از ارتکاب چنین گناهی، تمام ثروت خدمت به بشریت، بیشترین و ارزنده ترین پژوهشها و خدمتها را ارایه داده باشند به صورت جوایزی که به جوایز نوبل شهرت یافته است. در پنج زمینه زیر تقسیم شود. 1- نو آوری در زمینه فیزیک. 2- نو آوری در زمینه شیمی. 3- کشف و نو آوری در زمینه پزشکی و علوم وابسته به آن. 4- نو آوری در زمینه ادبیات و علوم انسانی. 5- تامین وحدت فکری بین جوامع و صلح جهانی. این امر به عهده سه موسسه سویدی و یک کمیته نروژی که توسط مجلس نروژ تعیین می شود واگذار شد( باید توجه داشت که در آن زمان سوید و نروژ یک کشور را تشکیل می دادند). یادآوری می شود که این وصیتنامه جنبه رسمی نداشت. از اینرو، مورد اعتراض برخی از وابستگان وی قرار گرفت. از طرفی،چون ثروت نوبل در هشت کشور پراگنده بود، تحقق و اجرای این وصیتنامه تا حدی با دشواری روبرو بود. سرانجام، برای اجرای آن موسسه ای به نام بنیاد نوبل، به صورت هیت مدیره ای جهت اداره اموال و سرمایه نوبل در سال 1905 تاسیس شد و اساسنامه ای تصویب شد که بر اساس آن، اعطای جوایز نوبل به عهده چهار هیت به شرح زیر واگذار شد. 1- فرهنگستان سلطنتی علوم، برای رشته های شیمی و فیزیک. 2- موسسه پزشکی سلطنتی کارولین، برای رشته های پزشکی فیزیولوژی. 3- فرهنگستان سلطنتی سوید، برای رشته ادبیات. 4- کمیته نروژی نوبل وابسته به مجلس نروژ، برای صلح. به علاوه، برای هر یک از جوایز پنجگانه ، یک کمیته متشکل از سه تا پنج عضو به وجود آمد که در باره تعیین برندگان جوایز و هر نوع تصمیم گیری در این زمینه می توانند از اندیشمندان دارای صلاحیت، برای مشورت دعوت نمایند. جوایز نوبل که در اول دسامبر هر سال (سالگره تولد نوبل) به برندگان آنهااعطا می شوند، عبارتند از یک مدال طلا، یک دیپلم سپاس و جایزه نقدی در حدود 80 هزار دلار. در صورتی که این جوایز در هر رشته به بیش از یک نفر تعلق گیرد. به تساوی بین آنها تقسیم می شود. چنانچه برنده ای ، از دریافت جوایز خوداری کند، آن جوایز به نفع موسسه نوبل ضبط می شود، برندگان هنگام دریافت جایزه، ممکن است در باره چگونگی کشفیات و ابداعات یا خدمات خود توضیحات بدهند و یا فقط به اظهار تشکری اکتفا کنند. اولین سری جوایز نوبل در سال 1901 به برندگان داده شد. اولین برنده جوایز نوبل در شیمی و انتهف (جی، اچ) از هلند ( به خاطر کشف قوانین دینامیک شمیایی و فشار اسمزی) و اولین برنده جوایز نوبل در فیزیک رونتگن (ویلهلم کزاد) از آلمان (به خاطر کشف پرتو های ایکس ) بود. برخی دانشمندان، دوبار جایزه نوبل را دریافت داشته اند. مانند خانم کوری( ماری اسکلوودسکی) که جایزه نوبل سال 1903 در فیزیک را به اشتراک با شوهرش (پیرکوری) هانری بکرل از فرانسه به خاطر پژوهش در زمینه رادیواکتیوی و کشف عناصر رادیم و پلونیم دریافت داشت. |
|
|
|||||
|
حضرت موسى عليه السلام در حالى كه به بررسى اعمال بندگان الهى مشغول بود، نزد عابدترين مردم رفت . شب كه فرا رسيد، عابد درخت انارى را كه در كنارش بود تكان داد و دو عدد انار افتاد. رو به موسى كرد و گفت : اين بنده ام بر بلاى من شكيبا، به مقدراتم راضى و بر نعمتهايم سپاسگزار است . |
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
ثنا و حمد بي پايان ذات مقتدري را كه انسان را از عدم آفريد و به اوعقل وبصيرت عنايت فرمود، ومسلمان را با اولين حكم قرآني مكلف نمود اينكه بخواند، بياموزدوبه ديگران بياموزاند تا ذات او را بوحدانيت شناخته و در مسير او گام بردارد، خداوند رحيم كه باران رحمت او به همه جا رسيده است وخوان نعمت او به همه جا كشده است:
اي كريمي كه ازخزانه غيب گبروترساوظيفه خورداري دوستان را كجا كني محروم تو كه با دشمنان نظرداري ذات مقتدركه همه كاينات را براي انسان و در خدمت انسان آفريد: ابرو بادو مه خورشيد وفلك در كار اند تا تواني بكف آري وبغفلت نخوري همه از بهر تو سرگشته وفرمان بردار شرط انصاف نباشد كه تو فرمان نبري در ايام كه ملت افغانستان در جنگهاي خانمان سوز داخلي ميسوزد و اين با عث گرديده، كوادر علمي و مسلكي رخت بسته، در كشور ما مكتب، كتابت وقلم را بديده شك وترديد نگاه دارند و اهميت چنداني به آن ندهند، در زمان كه نقش كتاب و مطالعه خصوصا براي جوانان كشوراهميت خود را از دست ميدهد، مصلحت ديدم تا دفتري ازگفته هاي برايشان ازاينجا و آنجا تدارك ديده، ازهر چمن سمني را واز هردهن سخني را جمع آوري نموده به حيث تحفه فرهنگي ناچيزبه نسل جوان كشور ما تقديم دارم. در اين وبلاگ كوشيده ام تا مواد جالب وخواندني را جمع آوري نمايم تا به ذ وق همه خواننده گان هماهنگ باشد، هدف عمده من در اين وبلاگ افزايش علمي تقويه ذوق مطاله در خواننده گان عزيزمي باشد، بايد خاطر نشان سازم كه انچه درين وبلاگ ميخوانيد همه از مراجع متعدد از قبيل مجلات، جرايد، كتابها و يادشتهاي خصوصي دوستانم جمع آوري گرديده و بنده فقط ابتكار گرد آوري آنرا به دوش داشته ام كه به شكل مجموعه مفيد در آورده ام، همه اشعارومطالب آن انتخابي بوده كه در هيچ صورت توافق نظر نگارانده در آن شرط نمي باشد. به اميد روزي كه جوانان كشور ما اعم از زنان و مردان از نعمت سواد و علم بهره مند گرديده و گليم جهالت و بيسوادي از آن رخت بسته و كشور كوچك ما به كانون و مهد علم و فرهنگ در جهان مبدل گردد. ازخواننده گان اين وبلاگ رجامنديم تا با ابراز نظرات اصلاحي بنده را تشويق نمايند تا بتوانم مطالب جديد وجالب براي شما جمع آوري نمايم. صبوری |
| پیوندها |
|
Love |
|
RSS
|